گروه مجلات همشهری


کد مطلب: 3389  |  تاريخ: ۱۳۸۹/۵/۳۱  |  ساعت: ۲۰:۵۴

گفتگو با فرمانده تیپ 65 نیروهای ویژه هوابرد ارتش

ورود به دنیای کلاه سبزها

قبلا حفاظت از هواپیما هم به عهده نیروهای ما بود. حتی نیروهای ما درماجرای ربوده شدن یکی از هواپیماهای کویت هم وارد عمل شده و توانستند یک رباینده عرب را دستگیر کنند. در سال 64 نیروهای ما آموزش‌های لازم را به نیروهای سپاه دادند و از آن به بعد حفاظت از هواپیماهای کشوری به سپاه محول شد.

سایت گروه مجلات همشهری: آموزش‌های سخت و طاقت‌فرسایی را پشت سرگذاشته‌اند. آماده اجرای عملیات‌های دشوار در هرشرایط جوی هستند. ماموریتشان دفاع از مردم و حفظ تمامیت ارضی کشورمان است. فرقی نمی‌کند هدفی که برایشان تعیین شده کجا باشد،  از زیر آب بگیرید تا نقاط صعب‌العبور کوهستان را به راحتی درمی‌نوردند تا ماموریتشان را تمام و کمال انجام دهند. از نیروهای مخصوص ارتش صحبت می‌کنیم. خیلی‌ها آنها را به نام کلاه سبزها می‌شناسند. برای اینکه از نزدیک با آنها آشنا شویم به پادگان تیپ 65 نیروهای ویژه هوابرد ارتش رفتیم و با سرتیپ دوم ستاد سید کمال پیمبری - فرمانده تیپ 65 نیروهای ویژه هوابرد - درخصوص آموزش‌های این گروه ویژه صحبت کردیم.


بخش‌هایی از گفتگوی همشهری سرنخ شماره 58 با سرتیب پیمبری در ادامه می‌آید:


•  ابتدا تیپ 23 نوهد برای ماموریت‌های خاص و ویژه بعد از پیروزی انقلاب سازمان‌دهی شده بود.  نیروهای این تیپ در ماموریت‌های زیادی شرکت کردند مانند غائله خوزستان،  سیستان بلوچستان و کردستان. این نیرو‌های مخصوص از آن زمان نقش چشمگیری در مقابله با عناصر بیگانه و ضدانقلاب داشته و دارند. آنها با حضور مستمرشان توانستند از انقلاب و کشورمان دفاع کنند. با شروع دفاع مقدس و حمله رژیم بعث به ایران نیاز بود که تیپ 23 نوهد به لشکر تبدیل شود. برای همین لشکر 23 تکاور تشکیل شد و ماموریت‌های موفقیت‌آمیزی را انجام داد. بعد از پایان جنگ نیاز به حضور یک نیروی ویژه خاص در کشور احساس شد. بنابراین با دستور فرمانده کل قوا، درسال 70، تیپ 65 از لشکر 23 جدا شد و شروع به آموزش‌های خاص خودش کرد. تیپ 65 ویژه هوابرد بعد از جدا شدن از لشکر23 تکاور، در عملیات‌های ویژه‌ای شرکت می‌کند و نقش بسزایی در تامین امنیت کشور دارد.


• مهم‌ترین عامل در ورود به جمع نیروهای مخصوص ارتش داشتن عشق و علاقه به کشور و مردم است. نوجوانان و جوانان علاقه‌مند می‌توانند از طریق دانشگاه افسری امام علی(ع) یا از طریق آموزشگاه جوادالائمه(ع) که برای درجه‌داری است، وارد ارتش شده و به خواسته‌شان برسند. علاقه‌مندان بعد از اینکه توسط این دو مرکز گزینش شدند، می‌توانند زندگی پرهیجان همراه با عشق به کشور را شروع کنند. مربیان زبده ما در این مراکز به آنها آموزش‌های خاصی می‌دهند و از آنها مردان مطمئن و استواری برای دفاع از تمامیت عرضی کشورمان می‌سازند.


• ماموریت‌هایی که نیروهای ما انجام می‌دهند خیلی حساس و متنوع هستند، چرا که حوزه استحفاظی ما تمام کشور و مرزهای جمهوری‌اسلامی است. کلاه سبزها با توجه به دوره‌هایی که می‌بینند می‌توانند هر نوع ماموریتی را در داخل و خارج از مرز‌های کشورمان انجام دهند.


• یک کلاه سبز باید بتواند در همه مناطق جغرافیایی ماموریتش را به خوبی اجرا کند. نیرو‌های ما طوری آموزش می‌بینند که بتوانند در خشکی، هوا،  دریا،  زمین،  زیردریا،  کوهستان و جنگل از عهده ماموریت‌هایی که به آنها سپرده می‌شود، برآیند.


• داوطلبان حضور در نیروی مخصوص ارتش بعد از اینکه گزینش شدند آموزش‌هایشان را شروع می‌کنند. همه آنها به محض ورود باید ابتدا دوره چتربازی اتوماتیک را که بین 45 روز تا دو ماه طول می‌کشد با موفقیت پشت سر بگذارند.


• مدت این دوره به این دلیل دقیق مشخص نیست که در چتربازی متغیر‌هایی مانند باد و وسیله پرنده وجود دارد. داوطلب بعد از اینکه با موفقیت دوره چتربازی اتوماتیک را پشت سرگذاشت باید خودش را برای دوره آموزشی نوهد آماده کند. در این دوره آموزش‌های سخت و طاقت‌فرسایی ارائه می‌شود تا فرد بتواند در همه جای سرزمینمان به‌خوبی از عهده عملیات‌هایی که با او سپرده می‌شود برآید.


• بعد از اینکه فرد این دو دوره را پشت سرگذاشت سازمان‌دهی می‌شود تا بنا بر توانایی‌هایی که دارد، در دوره‌های تخصصی هم شرکت کند؛ دوره‌هایی مانند سقوط آزاد، غواصی، رهایی گروگان، عملیات روانی، عملیات در کوهستان،پرواز باکایت‌های موتوردار، دوره رزم در برف و... . هر کدام از این دوره‌ها به فرد آموزش داده می‌شود. برخی از این دوره‌ها مانند رهایی گروگان یک‌سال و نیم طول می‌کشد.


• قبلا حفاظت از هواپیما هم به عهده نیروهای ما بود. حتی نیروهای ما درماجرای ربوده شدن یکی از هواپیماهای کویت هم وارد عمل شده و توانستند یک رباینده عرب را دستگیر کنند. در سال 64 نیروهای ما آموزش‌های لازم را به نیروهای سپاه دادند و از آن به بعد حفاظت از هواپیماهای کشوری به سپاه محول شد. یکی دیگر از آموزش‌هایی که در تیپ65 ویژه هوابرد به نیروها داده می‌شود حفاظت از شخصیت‌هاست. آنها در این دوره تمامی آموزش‌های لازم در خصوص محافظت از شخصیت‌ها را می‌بینند.


• فردی که وارد تیپ 65 ویژه هوابرد می‌شود باید خودش را برای یک زندگی پر از هیجان آماده کند. نیروهای ما وقتی سرکار حاضر می‌شوند باید هر لحظه آماده اجرای عملیات باشند. چرا، کم اتفاق نمی‌افتد که صبح در پادگان هستیم اما ظهر در شهرهایی مانند زاهدان و اهواز حضور پیدا می‌کنیم.


• روز کاری پرسنل ما تقریبا از شش صبح شروع می‌شود. آنها باید راس ساعت هفت در پادگان حاضر باشند. بعد از اینکه پرسنل به پادگان آمدند خودشان را به یگان‌های مربوطه معرفی می‌کنند تا آمار گرفته شود. بعد از آن هم مراسم صبحگاه اجرا می‌شود. بعد از خواندن قرآن و نیایش پرچم برافراشته می‌شود، بعد هم ورزش صبحگاهی شروع می‌شود. در ورزش هم یک بخش عمومی داریم که تمامی پرسنل پادگان با یکدیگر انجام می‌دهند اما ورزش تخصصی هم برای نیروها داریم. به این ترتیب تا نه صبح برنامه ورزش ادامه پیدا می‌کند اما بعد از آن نیروها در کلاس‌های آموزشی شرکت می‌کنند تا اطلاعاتشان به روز شود.


•  مثلا ما تا  چند سال گذشته با قطب‌نما جهت‌یابی می‌کردیم ولی الان نیروها باید کار با جی‌پی‌اس را یاد بگیرند. تا اذان ظهر نیروها در کلاس‌های آموزشی شرکت می‌کنند. به این ترتیب بعد از اینکه نماز ظهر در مسجد پادگان به جماعت خوانده شد تقریبا کار در پادگان تمام شده است، چرا که دو بعد ازظهر سرویس‌ها پرسنل را به خانه‌هایشان می‌رسانند.


• کلاه بره در جنگ جهانی اول باب شد. آن زمان ماموران زبده ارتش از کلاه بره استفاده می‌کردند اما با شروع جنگ جهانی دوم استفاده از این نوع کلاه بیشتر شد.


• در کشورمان رنگ‌های مختلف این کلاه به نیروهای مخصوصی تعلق دارد؛ مانند رنگ قرمز که مربوط به یگان زرهی است یا رنگ مشکی برای هوابرد است و رنگ سبز هم که ویژه تکاورهای نیروی هوایی و دریایی است. شاید رنگ سبز را به این دلیل برای تکاورها انتخاب کردند که قدرت استتار خوبی با طبیعت دارد و آرامش خاصی به فرد می‌دهد. این نوع کلاه خیلی راحت حمل می‌شود و محدودیتی برای نیرو ایجاد نمی‌کند.


• چتربازی یکی از خاطره‌انگیزترین مراحل آموزش برای کلاه سبزهاست. بعد از اینکه دوره سقوط آزاد را گذراندم قرار شد برای یک مراسم به همراه 75 پرنده دیگر یک پرش نمایشی اجرا کنیم. قرار بود ما را با هواپیمای c130 بالای میدان آزادی ببرند تا با پرش از هواپیما نمایشمان را اجرا کنیم. این نمایش نیاز به تمرین زیادی داشت. برای همین مدتی در کرج تمرین کردیم تا اینکه برای روز نمایش آماده شدیم. بالاخره روز نمایش فرا رسید. ما سوار هواپیما شدیم و در موقعیت قرار گرفتیم. وقتی هواپیما به محل مشخص شده رسید، در رمپ هواپیما را باز کردند تا پرنده‌ها بیرون بپرند. ما باید بعد از خارج شدن از هواپیما در یک ارتفاع مشخص همگی با هم چتر می‌کشیدیم. بعد از اینکه از هواپیما پریدم و به ارتفاع مشخص‌شده رسیدم، اطراف را خوب نگاه کردم تا با چتربازهای دیگر فاصله کافی داشته باشم. وقتی متوجه شدم شرایط مناسب است چترم را کشیدم اما چترم به طور کامل باز نشد.وقتی بالای سرم را نگاه کردم دیدم یک قسمت از طناب‌های چترم به یک چترباز دیگر که بالای سرم بود گیر کرده است. هرطوری بود خواستم به او اشاره کنم که چترم را آزاد کند اما متوجه نمی‌شد. شرایط سختی بود. باید بهترین تصمیم ممکن را می‌گرفتم. برای همین چترم را رها کردم تا بتوانم از چتر کمکی استفاده کنم. با استفاده از چتر کمکی فرود آمدم. بعد از فرود به سراغ چتربازی که بالای سرم بود رفتم تا علت اینکه چترم را آزاد نکرده بود ازش  بپرسم. آنجا بود که متوجه شدم طناب‌های چترم زیر گلوی آن چترباز قرار گرفته بود و باعث شده بود به او حالت خفگی دست دهد. اگر آن موقع چترم را رها نمی‌کردم خدا می‌داند چه به سر من و آن چترباز می‌آمد.


متن کامل این گفتگو به همراه گزارش تصویری دیدنی از تمرینات سخت تکاورها را در همشهری سرنخ شماره 58 بخوانید.

انتهای خبر / گروه مجلات همشهری

لینک مطلب: http://www.hamshahrimags.com/NSite/FullStory/?Id=3389