گروه مجلات همشهری


کد مطلب: 16191  |  تاريخ: ۱۳۹۰/۱۱/۱۰  |  ساعت: ۱۴:۳۳

درباره ابراهیم چرخی‌؛ محبوب‌ترین پول‌بگیر ورزش ایران؛

عاشق پول و ازدواج و فوتبال‌!

داستان زندگی یکی از محبوب‌ترین چهره‌های ورزشی فوتبال ایران‌، همان اتفاق دوست‌داشتنی است که شاید حتی خود ورزشی‌نویسان تحریریه تماشاگر هم بی‌صبرانه انتظارش را می‌کشیدند. اگر قرار به معرفی آن‌هایی باشد که از کنار ورزش پول درمی‌آورند‌، ابراهیم چرخی از آن‌دست آدم‌هایی است که هم پول می‌گیرد و هم به شدت محبوب است. یعنی اگر ورزشی‌ها با ناراحتی زیاد به صحنه نزدیک شدن یک پول‌بگیر نگاه می‌کنند و گهگاه از سر اجبار پولی به آن‌ها می‌دهند‌، این شرایط برای ابرام چرخی تفاوت‌های زیادی دارد. ورزشی‌ها به ابرام پول خوبی می‌دهند و تقریباً هیچ‌کدام از آن‌ها هم از سر اجبار این کار را نمی‌کنند.

همشهری تماشاگر/شماره 90:

داستان زندگی یکی از محبوب‌ترین چهره‌های ورزشی فوتبال ایران‌، همان اتفاق دوست‌داشتنی است که شاید حتی خود ورزشی‌نویسان تحریریه تماشاگر هم بی‌صبرانه انتظارش را می‌کشیدند. اگر قرار به معرفی آن‌هایی باشد که از کنار ورزش پول درمی‌آورند‌، ابراهیم چرخی از آن‌دست آدم‌هایی است که هم پول می‌گیرد و هم به شدت محبوب است.

یعنی اگر ورزشی‌ها با ناراحتی زیاد به صحنه نزدیک شدن یک پول‌بگیر نگاه می‌کنند و گهگاه از سر اجبار پولی به آن‌ها می‌دهند‌، این شرایط برای ابرام چرخی تفاوت‌های زیادی دارد.

 

ورزشی‌ها به ابرام پول خوبی می‌دهند و تقریباً هیچ‌کدام از آن‌ها هم از سر اجبار این کار را نمی‌کنند. ابراهیم آقای فوتبال ایران، علاقه زیادی دارد که هر چه زودتر ازدواج کند. دوست دارد که رئیس فدراسیون فوتبال شود و آنطور که خودش در مصاحبه با تلویزیون گفته، مشاور عالی چند فدراسیون و باشگاه ورزشی هم هست.

گزارش صفحات مقابل، قسمتی از زندگی محبوب‌ترین پول‌بگیر ورزش ایران است؛ ابراهیم چرخی که اطلاعات ورزشی‌اش نشان می‌دهد می‌تواند بهلول ورزش هم لقب بگیرد.

 

ابراهیم قوامی «ژانری ویژه» برای ورزشی‌ها

ابراهیم قوامی که در میان اهالی فوتبال و کشتی به «ابرام چرخی» معروف است چهره‌ای خاص و البته دوست‌داشتنی نزد اهالی ورزش است. دیالوگ‌های ویژه و منحصربه‌فرد «ابرام چرخی» و متلک‌های نیش‌دارش از او یک «ژانر ویژه» در حاشیه ورزش ایران به‌خصوص پایتخت ساخته است.

یک خانواده 5‌نفره دارد که پدر و مادرش به‌جز او 2‌فرزند پسر دیگر هم دارند. در محله بلورسازی واقع در پل امامزاده معصوم خیابان قزوین به‌دنیا آمده است. یک خانواده نیمه‌مرفه که در آن موقعیت جنوب شهر از استطاعت مالی نسبتا خوبی برخوردار بودند. پدرش در چهارراه استانبول تهران، مغازه لباس‌فروشی داشت و در زمان طفولیت ابراهیم، فوت کرد. بچه‌محل‌هایش از دوران کودکی او این‌گونه نقل می‌کنند:

 

بچه که بود اکثرا با یک زیر‌شلواری قهوه‌ای و پیراهن سفید بیرون می‌آمد. یک مشکل عصبی داشت؛ هرگاه دچار هیجان می‌شد، انگشت شستش را روی پیشانی‌اش می‌گذاشت و یک چرخ می‌زد. با این کار هیجانش فروکش می‌کرد و حالت عادی به‌خود می‌گرفت! این هیجان می‌توانست خوشحالی، ناراحتی، عصبانیت و یا هر مورد روحی-روانی دیگری باشد. هر‌چه که بود با یک دور چرخیدن به پایان می‌رسید!

 

همین ویژگی ابراهیم بود که باعث شد فوتبالیست‌های سرپل امیربهادر به او لقب «ابرام چرخی» بدهند. البته این لقب را طبق گفته اهالی رسانه «جعفر صمیمی» سردبیر اسبق مجله دنیای ورزش در میان اهالی رسانه و ورزش برای ابراهیم جا انداخت! اصلیت ابراهیم آذری است و در سالن کشتی شهدای هفتم تیر توسط صمیمی کشف شد.

بعدها با چند مصاحبه از طرف سیدمهدی کاظمی ‌از نویسندگان با‌سابقه مطبوعات ورزشی، تبدیل به چهر‌ه‌ای معروف در میان اهالی ورزش شد. او در همان مصاحبه‌ها با جملاتی ویژه تبحرش را به رخ همگان کشید. در واقع جملاتی را بر زبان آورد که به هیچ‌وجه با چهره و فیزیکش همخوانی نداشت!

 

وقتی پزشک هوش ابراهیم را تایید کرد!

در همان دوران کودکی یک روز مادرش ابراهیم را نزد پزشک می‌برد و به او می‌گوید پسرم به لحاظ عصبی مشکل دارد. پزشک توضیح بیشتری از مادر ابراهیم می‌خواهد و مادرش به عبارتی عامیانه می‌گوید پسرم قاطی دارد! او مثل دو پسر دیگرم نیست! پزشک از مادر ابراهیم می‌خواهد اطاق را ترک کرده و آن‌ها را تنها بگذارد. بعد از دقایقی که با ابراهیم صحبت می‌کند مادرش را فراخوانده و به او می‌گوید پسرت سالم سالم است. آن دو پسر دیگرت مشکل دارند!

 

در واقع آن پزشک به مادر ابراهیم این‌گونه می‌گوید که نباید به چشم یک بیمار روانی به او نگاه کند و این‌که «ابرام چرخی» به لحاظ احاطه به محیط پیرامونش و فهم و ادراک از سطح مطلوبی برخوردار است!

 

هوش بالا و گیرایی عالی!

آن‌ها که از نزدیک ابراهیم قوامی را می‌شناسند به هوش بالا و گیرایی عالی او اعتقادی خاص دارند و به همین خاطر معتقدند که «ابراهیم چرخی» به لحاظ روحی-روانی یک فرد کاملا سلامت است. حافظه بسیار خوب او را می‌توان در تعریف اتفاقات قدیمی ‌که در مکان‌های تجمع ورزشی‌ها با صدای بلند بیان می‌کند، به خوبی مشاهده کرد.

«ابرام چرخی» گیرایی خوبی دارد؛ منظور افراد را به‌خوبی درک کرده و به عبارتی «سیاه» کسی نمی‌شود! به همین خاطر است که هیچکس او را دست کم نمی‌گیرد و معمولا در حضور ابراهیم سعی می‌کنند مواردی را که شاید بعدا برای آن‌ها دردسر‌ساز شود از او پنهان کنند! چرا‌که اگر اتفاقی را ببیند شاید 10سال دیگر با ریز جزئیات عنوان کند!

 

چرک گشتن در بچگی و شیک‌پوشی کنونی!

«ابراهیم چرخی» حالا برخلاف دوران کودکی‌اش تمیز و شیک‌پوش است. بچه‌های محله پل امیربهادر پیرامون این تفاوت با دوران نوجوانی و جوانی او این‌گونه می‌گویند: «هر استخر یا حمامی ‌که با ابراهیم می‌رفتیم، همان بار اول، دفعه آخرمان بود! ابراهیم خیلی به نظافتش اهمیت نمی‌داد و آنقدر کثیف می‌گشت که صاحب حمام یا استخر دفعه بعدی راهش نمی‌داد!

 

اما حالا و به‌‌واسطه پول خوبی که اهالی ورزش به او می‌دهند بسیار تمیز و شیک‌پوش است و البته با بالا رفتن سنش به نظافت خود هم اهمیت می‌دهد. ابراهیم حالا بهترین لباس، شلوار و کفش‌ها را می‌پوشد و در مراسمی هم که حضور پیدا می‌کند لباس‌هایش چشم‌نواز می‌شود! مگر این‌که دل و دماغ نداشته باشد!»

 

تیکه‌بندازی قهار با متلک‌های نیش‌دار!

«ابرام چرخی» یک تیکه‌بنداز قهار با متلک‌های نیش‌دار است! در واقع بزرگترین خصلت و ویژگی‌ او و البته استعداد ذاتی‌اش در همین زمینه است؛ موردی که باعث توفیق او در میان اهالی ورزش شده است! این تیکه و متلک‌ها باعث شده تا برخی از او حساب ببرند و برای این‌که از خطر تیکه‌هایش در امان بمانند او را حسابی ساپورت مالی می‌کنند.

 

سید‌مهدی حیدری در این‌باره می‌گوید: «ابراهیم یک پول‌گیر حرفه‌ای‌ است. او با اطلاعاتی که از اهالی ورزش در اختیار دارد،‌ بعضی‌ها را در حین مسابقات و با متلک‌هایش خراب می‌کند! به همین خاطر فرد مورد نظر و البته بقیه سعی می‌کنند او را از نظر پولی ساپورت کنند تا از گزند نیش‌های او در امان بمانند. خیلی از مسائل را هم خودش می‌سازد و طرف را اصطلاحا خراب می‌کند تا بقیه حساب کار دستشان آمده و هوای او را داشته باشند!»

 

وقتی ابراهیم عاشق می‌شود!

«ابرام چرخی» در حدود 28، 29سالگی به فکر ازدواج افتاد و موضوع را برای خانواده‌اش مطرح کرد اما از سوی خانواده جدی گرفته نشد! دوستانش به او پیشنهاد کردند که به نزد «سید‌مهدی حیدری» برود چرا که تنها کسی است که حاضر می‌شود برای ابرام خواستگاری برود! سید‌مهدی دختری به نام گیسو را از خانواده‌ای متوسط پیدا می‌کند و موضوع را مطرح می‌کند.

اما دختر با دیدن ابراهیم پاسخ منفی داده و او را رد می‌کند! ابراهیم که یک دل نه صد‌دل عاشق گیسو شده بود، بعد از 5، 6ماه که از ماجرا گذشت و گیسو ازدواج کرد، دیوانه شد! تا چند ماه منزوی شد و در میادین ورزشی دیده نمی‌شد. گفته می‌شود که او هنوز سراغ گیسو را از سید‌مهدی حیدری می‌گیرد!

 

پاتوق‌های چرخی

او را در اکثر مکان‌های ورزشی می‌توان پیدا کرد. اکثرا در مسابقات جام پیشکسوتان در ورزشگاه شیرودی سالن هفتم تیر حضور دارد. در مراسم مذهبی و ختم‌ها هم دیده می‌شود. جدای از ورزش سابقا پاتوقش در مغازه‌ای در رباط‌کریم بود اما حالا‌، عصرها در قهوه‌‌خانه‌ای در پل امیر‌بهادر پاتوق می‌کند.

البته به سفره‌خانه‌های اکثر فوتبالیست‌ها هم سر می‌زند؛ مثل سفره‌خانه سیاوش که متعلق به یحیی گل‌محمدی است. در اکثر این مکان‌ها هم، همواره یک میهمان خاص است که بهترین پذیرایی از او انجام شده و نه‌تنها پولی بابت چیزهایی که میل می‌کند، نمی‌دهد بلکه پولی هم دریافت می‌کند و می‌رود!

 

ترس از حاج‌مهدی اربابی، عباس موسیوند و رضا گگه!

همین خصلت ابراهیم یعنی متلک‌‌پرانی به مذاق خیلی‌ها خوش نمی‌آید و با او برخورد می‌کنند! خیلی‌ها مدعی هستند که «ابرام چرخی» از آن‌ها می‌ترسد اما بیشتر بلوف می‌زنند! در این میان البته «ابرام» از حاج‌مهدی اربابی رئیس اسبق هیات‌فوتبال تهران و عباس موسیوند ترس خاصی دارد و هیچ‌گاه به آن‌ها متلک نمی‌اندازد! البته حاج‌مهدی را دوست دارد اما از او حساب می‌برد.

 

او از «رضا گگه» که هر‌جا ابراهیم هست او هم معمولا می‌آید به شدت می‌ترسد! در این ارتباط گفته می‌شود که یک‌بار رضا او را با زنجیر کتک زده است! و همین موضوع باعث ترس ابراهیم از او شده است!

 

گزارشگری قهار!

از ویژگی‌های خاص دیگر «ابرام چرخی» بحث گزارشگری اوست! در حین بازی‌های فوتبال و مسابقات کشتی که حاضر می‌شود گاهی اوقات با صدای بلند گزارشگری می‌کند. در این میان اکثرا به مسابقات دهه‌60 در این دو رشته ورزشی پرداخته و جالب این‌جاست که اطلاعاتی دقیق را در حین گزارش‌هایش بیان می‌کند!آن دسته از کسانی‌که این‌گونه گزارش‌های «ابرام چرخی» را می‌بینند و البته اطلاعات خوبی از فوتبال و کشتی دارند، از اطلاعات دقیق او شگفت‌زده می‌شوند! معمولا در گزارش‌هایش و مثلا در ترکیب دو تیم فوتبالی که از آن‌ها نام می‌برد، خودش را هم در ترکیب 11‌نفره یکی از دو تیم جای می‌دهد!و آخر سر هم تیمی ‌را برنده می‌کند که خود در آن حضور داشته و البته گل پیروزی را هم به نام خود ثبت می‌کند!

 

میلیونری دوست‌داشتنی

پیرامون درآمد «ابرام چرخی» از بابت حضور در اماکن ورزشی و دریافت از ورزشی‌ها، ‌تحلیل‌های مختلفی وجود دارد! برخی او را میلیونر می‌دانند! چرا که دیده‌اند چه مبالغی را به او می‌دهند. ابراهیم هیچ‌وقت از کسی تقاضای پول نمی‌کند بلکه افراد به او پول می‌دهند.

 

حال این افراد با چند هدف و نیت اقدام به دادن پول به ابراهیم می‌کنند؛ عده‌ای برای حفظ آبرو و جهت این‌که در مکانی با تیکه و متلک‌ها خرابشان نکند به او پول می‌دهند، بعضی‌ها به او پول می‌دهند تا دیگران را خراب کند، و عده‌ای هم از روی علاقه و این‌که او را دوست دارند این کار را انجام می‌دهند. البته و متاسفانه در بسیاری از مواقع دیده شده که مورد استفاده ابزاری هم قرار می‌گیرد و او را برای خراب کردن دیگران و لحظه‌ای خندیدن، ‌شارژ مالی می‌کنند!

 

حسین هدایتی: گفتم بروید از علی انصاری‌ تراول بگیرید!

این‌ها آزمند هستند نه نیازمند!

یکی از کسانی‌که بسیار مورد وثوق پول‌‌بگیرهاست، حسین هدایت دولابی است! مالک متمول باشگاه استیل‌آذین که هیات‌های مذهبی‌اش معروف بوده و افطاری‌های ویژه او زبانزد خاص و عام است، ‌چهره دوست‌داشتنی این قبیل افراد است. بنا به گفته جماعت «شیتیل‌بگیر» در جیب حاج‌حسین کمتر از تراول 50هزار تومانی پیدا نمی‌شود و کسی را دست خالی برنمی‌گرداند. نظر خود هدایتی اما قدری متفاوت با این گفته‌هاست.

 

شما از جمله کسانی هستید که مورد علاقه پول‌بگیرها هستید؟

ماجرا برای من این‌گونه نیست. من هر مستحقی که برای کمک مراجعه می‌کند را سعی می‌کنم دست خالی نگذارم. نگاه فوتبالی به قضیه ندارم و به قصد خیر به ماجرا نگاه می‌کنم.

 

بحث ما البته به افرادی برمی‌گردد که به نظر نمی‌رسد مستحق بوده و فوتبالی به ماجرا نگاه کنند!

بله، اکثر مواقع که در محافل فوتبالی حاضر می‌شوم و یا در استادیوم به تماشای دیداری می‌روم، در هنگام خروج عده زیادی اطراف ماشینم جمع می‌شوند و درخواست پول می‌کنند. من این‌ها را نیازمند نمی‌دانم، این‌ها آزمند هستند نه نیازمند!

 

واکنش شما در قبال این درخواست‌ها چیست؟

اکثرا به آن‌ها پولی می‌دهم. به‌هرحال طرف درخواست کرده و به‌نوعی نمی‌خواهم دست آن‌ها را خالی بگذارم.

 

با این کار شما بدعادت نمی‌شوند؟

ممکن است این‌گونه بشود اما این‌کار را در قبال یک نفر تکرار نمی‌کنم. مثلا یک‌بار در سالن هندبال برای تماشای یک مسابقه رفته بودیم که چند نفر اطرافم را گرفتند و به آن‌ها مبالغی را دادم. هفته بعد در یک ختم همان‌ها آمدند و باز هم درخواست پول کردند که به آن‌ها گفتم هفته پیش به شما پول دادم و قرار نیست هر بار که دیدمتان پول بدهم!

 

معمولا چه مبالغی را به آن‌ها می‌دهید؟

اکثرا 5 یا 10هزار تومان!

 

اما آن‌ها می‌گویند که حاج‌حسین کمتر از تراول 50هزار تومانی نمی‌دهد!

شایعه است! آن‌ها با این روش می‌خواهند من را تحریک کنند! یک‌بار که به یکی از آن‌ها 10هزار تومانی دادم گفت ‌علی انصاری 50هزار تومانی می‌دهد! من هم گفتم برو از همان ‌علی انصاری تراول 50هزار تومانی بگیر، من 10هزار تومان بیشتر نمی‌دهم!

 

در کل پول دادن به این قبیل افراد را درست می‌دانید؟

وقتی فردی از ما تقاضای کمک مالی می‌کند و به‌نوعی خود را نیازمند نشان می‌دهد، صحیح نیست که دست خالی برگردد! اما من به‌گونه‌ای عمل نمی‌کنم که آن‌ها را بدعادت کرده یا تشویق به ادامه این کار کنم.

انتهای خبر / گروه مجلات همشهری

لینک مطلب: http://www.hamshahrimags.com/NSite/FullStory/?Id=16191