گروه مجلات همشهری


کد مطلب: 13979  |  تاريخ: ۱۳۹۰/۱۰/۵  |  ساعت: ۹:۳۶

نوستالژی فوتبال و گوشی تلفن همراه؛

حسن شیرمحمدی: تلفنم 200‌میلیون می‌ارزد خودم 800‌ میلیون!

سوژه پرونده این شماره نوستالژی فوتبال و گوشی تلفن همراه است و برای آن‌که مصاحبه‌ای متناسب با پرونده پیدا کنیم، قاعدتا باید سراغ فوتبالی‌های موبایل‌فروش می‌رفتیم یا فوتبالی‌هایی که صاحب...

همشهری تماشاگر/شماره 85:

سوژه پرونده این شماره نوستالژی فوتبال و گوشی تلفن همراه است و برای آن‌که مصاحبه‌ای متناسب با پرونده پیدا کنیم، قاعدتا باید سراغ فوتبالی‌های موبایل‌فروش می‌رفتیم یا فوتبالی‌هایی که صاحب رندترین شماره تلفن همراه هستند.

 

در این میان بدون آن‌که بخواهیم شماره او را فاش کنیم، می‌گوییم که در شماره تلفن او 6‌عدد یک وجود دارد! و عدد بعدی هم صفر است (حالا ترتیب قرار گرفتن یک‌‌ها و صفر و چطور باشد را نمی‌توانیم بگوییم!) به‌هرحال حسن شیر‌محمدی، یکی از فوتبالیست‌های خوب ما به شمار می‌رفت که شماره تلفنش بهانه‌ای برای صحبت کردن با او و گفتن از دوران فوتبالش شد. به قول معروف، هم فال بود و هم تماشا.

 

حسن شیر‌محمدی از داشتن «رندترین» و بهترین شماره تلفن همراه در جامعه ورزش چه احساسی دارد؟

شما فقط جذابیت‌ها و بعد خوب قضیه را می‌بینید،‌ اما نمی‌دانید چقدر هستند کسانی که برای تفریح و دانستن این‌که این شماره مال کیست، مزاحم کار و زندگی من می‌شوند.

 

چرا از خط دیگری استفاده نمی‌کنید؟

خط دیگری دارم، اما خطم پل ارتباطی با دوستانم در سراسر جهان است. خیلی از دوستان خارجی‌ام از طریق این شماره با من تماس می‌گیرند.

 

چه سالی این خط را خریدید؟

سال اول که خط‌ها را فروختند.

 

بابت خرید این خط، چه مقدار پول پرداخت کردید؟

باور کنید به همان قیمت دولتی یعنی 570هزار تومان.

 

این خط شانسی به شما رسید؟

نه، دوستی داشتم که کمکم کرد تا این شماره مال من شود.

 

یعنی چه؟

نگویم بهتر است. لطفا نپرسید!

 

این خط را چقدر می‌خرند یا به عبارتی چقدر حاضرند برای این خط تلفن همراه پول خرج کنند؟

راستش را بخواهید تا 200میلیون تومان هم مشتری داشته‌ایم.

 

فکر می‌کنید این خط عتیقه می‌شود و قیمتش بیشتر می‌شود؟

نه، همان‌طور که گفتم این خط را فقط نگه‌داشتم تا پل ارتباطی‌ام باقی بماند.

 

فکر می‌کنید در فوتبال ما کسی هست که شماره بهتری داشته باشد؟

نه‌، امکان ندارد. هر کس دارد بیاورد از من جایزه بگیرد. این خط تک  ا‌ست.

 

در فوتبال ما کسی هست که مشتری خط شما باشد؟

قدیمی‌ها. برو بچه‌های جدید هم که مرا نمی‌شناسند.

 

بگذ‌ریم از خط تلفن همراه. از خودتان بگویید، چرا حسن شیری محمدی پیدایش نیست؟

باید از مسئولان بپرسید که چرا شیرمحمدی نیست. من آدمی نیستم که فریاد بزنم بیایید حال من را بپرسید!

 

بهترین دوران فوتبال‌تان  چه زمانی بود؟

سال‌های 68 تا 74 که در پرسپولیس بودم. ضمنا در سال‌های 71 تا 73 با وجود آن‌که فرشاد پیوس بود، ‌من بهترین گلزن تیم بودم. در سال‌71، در کورس بهترین گلزنان فصل بودم و بعد از شاه‌محمدی دوم شدم. در‌حالی‌که 4‌بازی آخر نبودم و به خاطر قرارداد بستن در لیگ قطر به این کشور رفتم و اگر می‌ماندم آقای گل می‌شدم. ضمن این‌که پست اصلی من خط میانی بود‌، نه خط حمله.

 

بین مربیانی که داشتید، کدام‌یک بیشتر در حق شما خوبی کردند‌؟

شاید ظلم باشد اگر بخواهم از یک‌شخص خاص اسم ببرم، من بی‌انصاف نیستم. همه مربیان من برایم زحمت کشیدند. از همین جا دست همه آن‌ها را یک‌به‌یک می‌بوسم.

 

اما منطقی این است که بگوییم پرویز ابوطالب شما را به سوی فوتبال قهرمانی سوق داد و علی پروین مشهورتان کرد؟

بله، ولی مثلا اگر در رده محلات، سلمان قهرمان که دبیر ورزش‌مان بود، وجود نداشت، مسیر من عوض می‌شد. او در منطقه‌19 شهرداری تهران دبیر ورزش بود.

 

پس بچه یافت‌آباد هستید، یعنی منطقه‌‌19 تهران؟

نه‌، اصالتا بچه خزانه فلاح در جنوب تهران هستم.

 

در‌حال‌حاضر کجا زندگی می‌کنید؟

در غرب تهران.

 

و با محله خزانه فلاح، قطع ارتباط کرده‌اید؟

نه،‌ باور می‌کنید که امکان ندارد هر روز به آن‌جا نروم. ما در آن‌جا هستیم و از آن‌جا تکان نمی‌خوریم. به عبارتی ریشه ما در آن‌جاست. مادرم با وجود آن‌که بارها اصرار کرده‌ام در دیگر مناطق شهر برایش خانه بخرم، نمی‌پذیرد و می‌گوید این خانه بوی پدرت را می‌دهد. من هم هر روز سری به مادرم می‌زنم و با کسبه، دوستان و ‌هم‌محلی‌هایم دیدار تازه می‌کنم.

 

بزرگ‌ترین اتفاق زندگی ورزشی حسن شیر‌محمدی چه بود؟

مشخصا پیوستن به پرسپولیس، بزرگ‌ترین اتفاق در زندگی ورزشی من بود که من را به آنچه از کودکی علاقه داشتم رساند.

 

چه شد که مقدمات پیوستن شما به پرسپولیس مهیا شد؟

یک روز در امجدیه بازی داشتیم. بازی پرسپولیس برابر بوتان بود. علی‌آقا از بازی من خوشش آمد و من را به پرسپولیس برد. او علی توکل خدا بیامرز را مامور کرد با من صحبت کند. علی توکل یکی  از تماشاگرهایی بود که تماشاچی‌های دیگر را هماهنگ می‌کرد.

 

آن وقت‌ها لیدرها چه می‌کردند و حالا چه می‌کنند؟

بله، آن‌وقت‌ها لیدرهای محترمی بودند که حتی از جیب خودشان هم هزینه می‌کردند تا پرسپولیس موفق باشد.

 

در تاریخ فوتبال‌تان، اصطکاکی با مربیان هم داشته‌اید؟

هیچ‌وقت، خدا می‌داند هیچ‌وقت.

 

ولی در مقطعی قصد داشتید به استقلال بروید و حاشیه‌ای اطراف‌تان ایجاد شد و تماشاگر پرسپولیس از شما گله‌مند...

شایعه‌ به وجود آمده بود که حسن می‌خواهد برود استقلال، داستان من هم آش نخورده و دهان سوخته بود. 7سال با تمام وجود برای پرسپولیس جنگیده بودم، اما تماشاگران خوب تیم من را هو می‌کردند، چون شنیده بودند که من می‌خواهم به استقلال بروم. آن‌قدر از من گله کردند و ناراحتم کردند که آخر سر رفتم با استقلالی‌ها هم صحبت‌هایی انجام دادم.

 

واقعا‌! کی این اتفاق افتاد؟

سال‌74 بود. من تا آن سال به جز در پرسپولیس و بوتان که تیم اولیه‌ام بود، بازی نکرده بودم. اتفاقاتی که برایم رخ داد باعث شد حتی استانکو هم در سال‌74 کمتر در ترکیب تیم از من استفاده کند. با وجود آن‌که عاشق پرسپولیس بودم، رفتم با آقای پورحیدری که واقعا متین و با شخصیت هستند، صحبت کردم.

 

خب نتیجه صحبت‌های‌تان چه شد؟

منصورخان گفت: حسن جان، ‌من به تو اعتماد کامل دارم، چه اگر غیر از این بود حاضر نبودم اصلا با تو مذاکره کنم. پورحیدری گفت: صرف ندارد بازیکنان بین 2‌تیم استقلال و پرسپولیس منتقل شوند، مگر آن‌که آن‌قدر خوب باشند که این انتقال باعث اوج‌گیری بیشتر فوتبال‌مان شود. او از عابدزاده مثال زد که سال‌74 برای پرسپولیس عالی کار کرده بود.

 

چطور شد با او به توافق کامل نرسیدید؟

آقای پورحیدری گفت، تو بازیکن درجه اول من هستی، اما از لحاظ حقوق تو در سطح دوم هستی و قلعه‌نویی،‌ ورمزیار، غلامپور و‌... در سطح اول هستند. من هم ترجیح دادم به چین بروم. در آن‌جا دوران موفقی داشتم. به ایران که آمدم مدتی برای پاس و سایپا بازی کردم و سپس خودم را بازنشسته کردم.

 

فکر می‌کنید اگر امروز فوتبال بازی می‌کردید، چقدر می‌ارزیدید‌؟

نمی‌دانم چه بگویم، با این پول‌هایی که برای متوسط‌ترین بازیکنان رد و بدل می‌شود،‌ ما از 700، 800‌ میلیون تومان کمتر نمی‌گرفتیم.

انتهای خبر / گروه مجلات همشهری

لینک مطلب: http://www.hamshahrimags.com/NSite/FullStory/?Id=13979