چهار شنبه ١  مرداد  ١٣٩٣
مديريت
Hamshahri Magazines Group
  تعرفه هاي آگهي   کافه نویسندگان   اشتراک مجلات href="http://hmg.ir/archive/2-frontpage/181-sub.html
جستجو : 
  گفت و گو    
  چهره ها    
  پيشخوان    
  پرونده    
  ميهمان    
  عکس    
  فيلم    
  پادکست    
کد مطلب:5745 | تاريخ: ۱۳۸۹/۹/۸ | ساعت:۱۲:۳۴

2
2



2





سامبائیان در سرزمین عجایب

  قهوه تلخ برزیلی

خیلی طول کشید تا اولین بازیکن برزیلی پایش به فوتبال ایران باز شود. اولین بازیکن خارجی که پا به فوتبال‌ ما گذاشت پیرکارلوس نام داشت. پیر که در سال 1945‌میلادی وارد ایران شد از مهاجران لهستانی بود که در جریان جنگ جهانی دوم به عنوان اسیر متفقین به ایران آمد. او حتی در برخی از بازی‌های ملی دهه‌20 برای تیم ملی بازی کرد. پیر در این دوران بازیکن استقلال بود و در دروازه این تیم به میدان می‌رفت. 32سال بعد بازیکنی به اسم «ویلیام مک‌لوری» ‌به ایران آمد. او که یک مسیحی متعصب بود پیراهن پرسپولیس را بر تن کرد و در زمان کمی که در این تیم حضور داشت 2گل برای پرسپولیس زد و خیلی زود به کشور نیوزیلند تبعید شد. ویلی که سال‌55(1976 میلادی) به ایران آمده بود در جام‌جهانی 1982‌ اسپانیا، در حالی که نامش را تغییر داده بود برای تیم ملی نیوزیلند بازی کرد. دومین انگلیسی که به ایران آمد، آلن ویتل بود. آلن را سال‌1971 سرالف رمزی به تیم ملی انگلستان دعوت کرده بود. او بعدها در تیم‌هایی مثل اورتون هم بازی
کرد.

بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی، اسکات پیکاک در سال‌1368 پیراهن تیم پیام مشهد را برتن کرد، او فرزند یک تاجر اسکاتلندی در ایران بود. اما برزیلی‌ها خیلی دیر سروکله‌شان در فوتبال ایران پیدا شد.
درست بعد از حضور انگلیسی‌ها، ارمنی‌ها و آذربایجانی‌ها. اولین برزیلی حاضر در ایران کسی نبود ‌ جز «والدیر ویرا» که در سال‌1376 به ایران آمد. داریوش مصطفوی که می‌دید تیم ملی امید ایران در 2دوره 1992 و 1996 در راه صعود به المپیک ناکام مانده است برای المپیک 2000‌سیدنی، والدیر ویرا را به ایران آورد. مربی برزیلی که قبلا هدایت تیم ملی گواتمالا را بر عهده داشت. ویرا بسیار خوش‌شانس بود. او باورش نمی‌شد که تنها 3هفته بعد از حضورش در فوتبال ایران درحالی که هنوز کارش را با تیم ملی امید شروع نکرده بود به علت نتایج ضعیف تیم ملی در مسابقات مقدماتی جام‌جهانی‌1998 فرانسه جایگزین محمدمایلی‌کهن شود. ویرا به ایران آمد تا سرمربی تیم ملی امید شود اما به نحوی باورنکردنی در روز 17آبان سال1376 یعنی در چنین روزهایی جایگزین مایلی‌کهن شد تا هدایت تیم ملی را در باقیمانده بازی‌ها به عهده گیرد.
 

 

   عمو سبیلو


در دوران صفایی تغییر و تحولات  زیادی در سطح مدیران فدراسیون و سرمربیان تیم‌های مختلف ملی ایجاد شد. صفایی ابتدا در تیم‌ملی ایویچ را جایگزین ویرا کرد سپس طالبی را جای ایویچ و پورحیدری را جایگزین طالبی کرد و بعد دوباره طالبی را جای پورحیدری به تیم ملی برگرداند. در آخرین روزهای مربیگری جلال طالبی در تیم ملی یعنی در پاییز سال‌1379 ادمار براگای برزیلی دستیار جلال طالبی شد. بعد از آن‌که طالبی از هدایت تیم ملی به علت حذف در مسابقات فوتبال جام ملت‌های آسیا کنار گذاشته شد، براگای برزیلی هدایت تیم ملی را در دور اول مقدماتی جام جهانی2002 عهده‌دار شد. در این رقابت‌ها ایران توانست گوام را 19 بر صفر و تاجیکستان را 2 بر صفر ببرد. براگا، سپس در مسابقات جام گفت‌و‌گوی تمدن‌ها که دی‌ماه سال‌79 در ایران برگزار شد با برد 4 بر صفر برابر چین نتیجه بسیار خوبی‌ برای فوتبال ایران گرفت. او در تیم ملی از وجود مبعلی 17‌ساله و جواد کاظمیان 19‌ساله بهره برد تا آینده تیم ملی را بسازد. براگا در زمانی کوتاه خودش را در تیم ملی جای انداخت اما او هم خیلی زود و در شرایطی که انتظارش را داشت به سرانجام والدیر ویرا مبتلا شد و از فوتبال ایران حذف شد، درحالی که از نظر آماری مثل ویرا نتیجه خوبی گرفته بود. جالب این‌که در فوتبال برزیل هیچ‌کس نه والدیر ویرا را می‌شناخت نه آشنایی خاصی با براگا داشت.

 

 

  عاقبت ویرا


والدیر ویرا کارش را با کمک بیژن ذوالفقار‌نسب  و ولی‌ا... صالح‌نیا شروع کرد. او بازیکنان جدیدی به  تیم ملی دعوت کرد و بعد از سال‌ها مجید نامجو‌مطلق و جواد زرینچه را دوباره به تیم ملی فوتبال فرا خواند. در روز 24‌آبان 1376، در ورزشگاه ‌لارکین و در کشور مالزی، ایران به مصاف تیم دوم گروه مقابل یعنی ژاپن رفت و در یک بازی جذاب به حریف 3-2 باخت تا در آخرین بازی پلی‌آف به مصاف استرالیا برود. ایران در بازی رفت با استرالیا یک – یک مساوی کرد. اما در بازی برگشت شرایط تغییر کرد. ویرا ابتدا در فرودگاه همراه همسرش به استقبال کریم باقری رفت که بعد از 2بازی محرومیت در ترکیب تیم ملی قرار می‌گرفت. ایران در نیمه اول بازی برگشت یک بر صفر عقب افتاد و شکل بازی به‌گونه‌ای بود که به نظر می‌رسید در ادامه کار ایران چند گل دیگر دریافت می‌کند. ویرا به بازیکنان تیم ملی فوتبال گفت هر طور دلشان می‌خواهد بازی کنند. بازیکنان تیم ملی هم به‌شکل عجیبی توانستند بازی را با حساب 2-2 به‌ پایان برسانند. بازی تمام شد و ایران به جام‌جهانی صعود کرد. مدتی بعد مسئولان فدراسیون برنامه والدیر ویرا را گرفتند و او را برای ادامه همکاری ابقا کردند. اما وقتی داریوش مصطفوی از ریاست فدراسیون کنار رفت و جای خودش را به محسن صفایی فراهانی داد همه چیز عوض شد و «ایویچ» جایگزین  ویرا ‌‌ شد. ویرا هم که قرار‌داد سفت و سخت و محکمی‌ با فدراسیون ‌نبسته بود گله‌مند شد و گفت چون در قرارداد با ایرانی‌ها نام خدا را دیدم خیالم راحت شد، اما...
 به هر حال والدیر ویرا انتقام بدی از فوتبال ایران گرفت. او یک سال بعد در بازی‌های آسیایی‌1998 بانکوک با عنوان سرمربی تیم ملی عمان، توانست 4-2 ایران را شکست دهد. هر چند تیم ملی ایران در آن باز‌ها سرانجام قهرمان شد اما تلخی باخت 4-2 به عمان در ذهن همه اهالی فوتبال ‌ماند.

 

 

  ظهور جانواریو


به‌‌هرحال فوتبال ما، بعد از آمدن 2برزیلی نسبتا موفق یعنی زالترون و پیمنتا بود که فهمید می‌شود بازیکنان برزیلی خوبی هم  جذب کرد. دراین راستا بود که فوتبال ما ‌سراغ2‌بازیکن بسیار خوب رفت که یکی ازآن‌ها را فولاد خوزستان در سال 86، زمانی که در لیگ دسته اول بود جذب کرده بود. بازیکن مورد نظر فابیو دانیل جانواریو‌ نام داشت که درحال حاضر 31 سال سن دارد. جانواریو با تیم فولاد خوب کار کرد و سال‌87 به استقلال آمد. عملکرد او در استقلال بهتر از فولاد بود و باعث شد تیم استقلال در مسابقات فوتبال لیگ سال‌87 صاحب عنوان قهرمانی شود. جالب است بدانید که تیم نایب قهرمان یعنی ذوب‌آهن هم «ایگور دی‌کاسترو» را داشت که در سال87، 16گل برای این تیم به ثمر رساند. ایگور کاسترو بر خلاف جانواریو که بازیساز قابلی بود یک مهاجم کاملا گلزن و موقعیت‌شناس بود. او در سال‌88 کمتر برای ذوب‌آهن بازی کرد اما حالا و در سومین سال حضورش در مسابقات لیگ برتر ایران، تجربه بازی در فینال لیگ قهرمانان آسیا را هم دارد.
 

 

 

  دنباله‌روهای آدریانو آلوز


در سال دوم حضور آلوز، آبی‌های اهوازی بازیکنی به اسم «کارلوس فیلهو» را هم به‌خدمت گرفتند که البته بازیکن به درد بخوری نبود. در این سال همتای تهرانی هم اقدام به استفاده از 2برزیلی کرد، یکی «فابریتسیو روجریو» که قابل تحمل‌تر بود و 550دقیقه برای استقلال تهران بازی کرد و دیگری «رافائل گومز» ‌که مدافع بود و تنها 56دقیقه برای آبی‌های تهران بازی کرد. جالب است بدانید در بین این 4بازیکن، تنها آدریانو آلوز 8سال در لیگ ایران دوام آورد. او در حال حاضر نزدیک 34 سال سن دارد و اوایل لیگ امسال از لیست ملوان خط خورد و به برزیل بازگشت.

 

 

  برزیلی‌های ارزان


در سال‌84، پای برزیلی‌ها 2‌ریالی به لیگ ایران باز شد. متاسفانه واسطه‌هایی که در امر آمدن برزیلی‌ها دخالت داشتند خودشان هم مثل برزیلی‌ها ارزان بودند و با این نگرش، اعتبار برزیل را در لیگ ایران پایین آوردند. «ادسون تاوارس»‌ مربی برزیلی سپاهان از آن برزیلی‌های متوسط سال84 بود که با چند اقدام عجیب مثل میدان دادن به مسعود همامی جای آرمناک پطروسیان درون دروازه نام خودش را سر زبان‌ها انداخت اما به علت بروز اختلافات ایجاد شده ‌‌در اواسط راه به کشورش برگشت و کریم قنبری در کنار مجید بصیرت به طور موقت سپاهان را اداره کردند. سال84 تیم شهید قندی یعنی تیم آخر لیگ با جذب 5برزیلی یعنی رودریگو سیلوا، جولیوسزار پایوا، دنیس سانتوز، کارلوس سانتوز و سزار گولر رکورد شکست. این 5برزیلی روی هم 5گل زدند تا بی‌آبرویی در این عرصه کامل شود.

 

 

  برزیلی مسلمان شده


در سال‌1385 اتفاق جالبی رخ داد و یک بازیکن برزیلی شاغل در لیگ ایران به دین مبین اسلام گروید. این بازیکن فابیو کاروالیو ‌دروازه‌بان ذوب‌آهن بود. در این سال از جمع برزیلی‌ها بازیکن دیگری وارد فوتبال ما نشد اما در سال86 و با جذب 2برزیلی موفق در مس کرمان و صنعت نفت آبادان تغییر نگرشی مهم در این عرصه و در فوتبال ما به‌وجود مورد آمد. پائولو زالترون در تیم مس کرمان 9گل زد و  لئوناردو پیمنتا هم با زدن 12گل برای صنعت نفت آبادان بازیکن بسیار موثری شد.  این2 که بهترین گلزنان برزیلی طی یک فصل در فوتبال ایران بودند باعث شدند تمرکز روی بازیکنان برزیلی در فوتبال ایران زیاد شود که ثمره این تمرکز جذب بازیکن موفقی به نام «ادر لوسیانو ادینیو» در فوتبال ایران بود. ‌

 

 

  زوج برزیلی مس


در سال‌87، زوج برزیلی ادینیو و پائولو زالترون ‌روی هم 16‌گل برای ‌مس کرمان زدند. تعداد گل‌های برزیلی لیگ87 با 16‌گل شدن ایگورکاسترو، 4‌گلی که جانواریو زد و... بالا رفت. در سال‌88، ادرلوسیانو، 14گل برای مس زد تا تعداد گل‌هایش در لیگ ایران به 25گل برسد اما سایر برزیلی‌های پشت سر او افت کردند تا جایی‌که آدریانو آلوز با پیراهن ملوان 6گل و ایگور کاسترو برای تیم ذوب‌آهن تنها 5گل به ثمر رساندند. امروز ادرلوسیانو یا همان ادینیوی مس کرمان با 11گل در 14 بازی بهترین گلزن لیگ ماست. او طی 3فصل 36گل زده و می‌تواند خیلی زود بهترین گلزن خارجی تمام ادوار لیگ ایران شود.

 

 

  پدیده‌ای به نام دوکارمو


در سال 87، عملکرد چند برزیلی دیگر را در لیگ بررسی می‌کنیم. یکی «لئوناردی دو‌کارمو»‌ که توسط قطبی ‌به پرسپولیس قالب شد و اسباب ‌خنده شد و سرانجام تحت فشارهای وارده قراردادش را فسخ کرد. او به برزیل برگشت و به شغل سابقش یعنی پرنده‌فروشی ادامه داد. درسال‌87 پرسپولیس یک کمک مربی برزیلی به نام «مارکو» ‌هم داشت که تنها خاطره باقیمانده از او گفتن ناسزا به یکی از داوران است!

 

 

  اولین بازیکن برزیلی


اولین بازیکن برزیلی که در مسابقات لیگ برتر ‌ایران حضور پیدا کرد «آدریانو آلوز» بود. آلوز در بهار سال‌81 در مسابقات لیگ ایران حاضر شد و برای تیم شهاب زنجان در همان بازی اولی که انجام داد 2‌گل زد. آلوز در لیگ دوم حرفه‌ای برای استقلال اهواز به میدان رفت، او در روز 17فروردین سال‌82 در دیدار استقلال اهواز برابر ذوب‌آهن اصفهان، اولین گل خود را در لیگ برتر به ثمر رساند. آلوز بعدها در تیم‌هایی مثل پگاه گیلان، ملوان، مس کرمان و ... بازی کرد و گل‌های زیادی هم به ثمر رساند. او را می‌توان اولین بازیکن برزیلی در تمام ادوار لیگ ایران معرفی کرد درحالی که قبل از او برزیلی‌های دیگری به عنوان سرمربی به ایران آمده بودند. آلوز در دومین سال حضورش در لیگ برتر ایران یعنی در سال‌83، 8‌گل برای استقلال اهواز به ثمر رساند‌ و بهترین بازیکن این تیم بود.

 

 

آقای گل لیگ2 برزیل؟


در این سال‌ها از همه جای دنیا بازیکن به فوتبال ایران می‌آمد ‌ جز برزیل! شاید یکی از دلایلش ‌آن بود که فوتبال ما تصور می‌کرد وقتی از ارمنستان و گرجستان و شرق اروپا، بنجلش‌ها را به ما قالب می‌کنند، دیگر تکلیف برزیلی‌ها چه می‌تواند باشد؟ به‌هر حال در سال‌83، یعنی سالی که فولاد قهرمان لیگ ایران شد، ذوب‌آهن اصفهان‌ بازیکنی به نام جوئلسون داسیلوا رودریگوئز‌ را رو کرد که در همان بازی اول، یک گل برای ذوب آهن به‌ثمر رساند. داسیلوا که متولد آذرماه سال55 بود گفته می‌شد آقای گل لیگ دسته دوم برزیل است اما همین بازیکن پرسروصدا که یک فصل بعد از حضور در ذوب‌آهن به استقلال تهران‌ رفت ظرف 2سال نتوانست بازی‌های شایسته‌ای از خود نمایش دهد و فقط 2‌سال در لیگ ایران دوام آورد.