جمعه ١٢  شهريور  ١٣٨٩
کد مطلب:1754 | تاريخ: ۱۳۸۹/۴/۳۰ | ساعت:۱۴:۵۵ | تعداد بازديد کنندگان:3291

قلم چي مسير سختي را براي موفقيت طي كرده است
قلم چي مسير سختي را براي موفقيت طي كرده است



قلم چي مسير سختي را براي موفقيت طي كرده است





همشهری جوان ، روزگار سید کاظم قلم چی را روایت می کند :

  پدرخوانده کنکور

آزمون‏ها، کتاب‏ها، ‏برنامه‏ها و از همه مهم‏تر تبلیغات به نهایت خود رسیده‏اند. دیگر نمی‏شود اسم کنکور را آورد و از بردن نامش طفره رفت.

سایت گروه مجلات همشهری: در سال های اخیر وقتی دانش آموزان پیش دانشگاهی ، از کنکور برای اطرافیان خود حرف می زنند ، یکی از سوالاتی که از آنها پرسیده می شود این است : « قلم چی ثبت نام کرده ای » ؟ اینچنین است که نام سید کاظم قلم چی با کنکور گره خورده است .
 
هفته نامه همشهری جوان در شماره 269 خود ، پرونده ای راجع به کلاس های کنکور و فعالان این حوزه دارد که در آن ، گفتگوهایی نیز با مدیر انتشارات گاج و رزمندگان انجام شده است.

امین حسینی در گزارشی سیر موفقیت قلم چی را شرح داده است و در توضیح آن آورده است : کودکی‏اش مثل یک دون کورلئونه واقعی روی خط فقر و سختی گذشت اما شروع تمام موفقیت‏هایش به تلاش‏های مادر وابسته بود؛ مادری که تا ششم دبستان درس خوانده بود، برای پنجم ابتدایی‏ها تدریس می‏کرد و ماهی 100 تومان هم حقوق می‏گرفت و ادامه تحصیل هم می‏داد. ‏روزگار سختی را می‏گذراندند. حقوق کم بود و خرج زیاد.

او مجبور بود برای کمک به مادر و برادرش تابستان‏ها کار کند و برای دبیرستان هم سراغ مدارس شبانه برود. خودش در معدود مصاحبه‌هایی که با مجله‌هایی مثل کار آفرینان و خانواده سبز انجام داده، می‏گوید: «از دوران دبستان تابستان که شروع می‏شد می‏رفتم سر کار. حقوقم کم بود اما بالاخره به یک دردی می‏خورد. سه سال آخر دبیرستان بود که دیگر کار کردن تابستان‏ها به تنهایی کفافمان را نمی‏داد. همین شد که روزها کار می‏کردم و شب‏ها درس می‏خواندم»...

 

قلم‌چی‏ کنکور می‏دهد


با هر مشقت درس تمام می‏شود. یا باید سراغ کار برود و یک حقوق بخور و نمیر در انتهای برج راضی‌اش کند یا با مدرک شاگرد اولی بچه‏های متفرقه عزمش را جزم کند و برود توی دل کنکور: «می‏خواستم قید دانشگاه رفتن را بزنم و بروم دنبال زندگی. چون اصلا فکرش را هم نمی‏کردم در دانشگاه تهران قبول شوم. بدون انتظار برد، پایین‏ترین رشته‏ای که می‏شد در دانشگاه تهران قبول شد، یعنی مهندسی معدن را انتخاب کردم و در کمال ناباوری اول شدم».

اولین تدریس زندگی‏اش در ده سالگی انجام شد. سعید شبقره، استاد معارف و یکی از همراهان دائمی کانون فرهنگی آموزش می‏گوید: «از ابتدا به‌شدت به تدریس علاقه داشت. آن طور که من از تعریف‏هایش شنیده‏ام، دوران دانشجویی با یک دوچرخه سراغ تدریس خصوصی می‏رفته». قلم‌چی سپس با تنی چند از دوستانش کار تدریس خصوصی را در آموزشگاهی با نام البرز پی می‎‏گیرد و رسما تبدیل می‏شود به یک معلم تدریس خصوصی.



کانون فرهنگی آموزش



سال‏های بعد از جنگ است و مردم از نظر اقتصادی چندان وضعیت مناسبی ندارند... سال 72 اتفاق مهم در تاریخ کنکور ایران رقم می‌خورد؛ یک حادثه شیرین کنکوری؛ اولین آزمون به شیوه قلم‌چی در زیرزمین دبستان آزادگان، خیابان بوستان چهارم در منطقه پاسداران تهران برگزار شد و نزدیک به 60 نفر هم داوطلبانه آمدند و در آن شرکت کردند.

شبقره از آن روزها می‏گوید: «قلم‌چی با سرمایه زیر صفر و در واقع همان حقوق معلمی شروع کرد. ساختمان سیدخندان را اجاره کرد و برای گروه بسیار کمی از داوطلبان آزمون برگزار می‏کرد.

به گفته خودش غیر عادی به نظر می‎رسید بچه‏هایی که یک عمر از امتحان فراری بودند آن هم در روز جمعه بیایند و داوطلبانه امتحان بدهند». او متوجه شده بود چیزی حدود 75 درصد بچه‏ها امکان استفاده از کلاس‏های کنکور را ندارند و خودشان درس می‏خوانند؛ بنابراین احساس کرد بهترین حالت ممکن طراحی برنامه‏ منظمی است که کمکشان کند تا به صورت خودآموز پیش بروند و در نوع خواندنشان نظم ایجاد کنند.



کتاب‏هایی با نام قلم‌چی


آزمون‏ها تدوین شده‏اند و برنامه‏ریزی مدون هم در اختیار اعضاست. حالا نوبت به اطلاعاتی است که باید دانسته شود! سال 74، ده عنوان کتاب با نزدیک به 5 هزار تیراژ منتشر می‏شود. این کتاب‏ها سال به سال در رنگ‏ها و فرم‏های مختلف تکثیر می‏شوند تا جایی که سال گذشته به هزار و 362 عنوان کتاب در تیراژ کلی 5 میلیون و 229 هزار و 500 عدد می‏رسد.

حالا دیگر پنج سالی می‏شود که میان ناشران کمک آموزشی از لحاظ تیراژ و عنوان، کتاب اول است و هرجا که قدم بگذاریم رنگ‏های مختلفش میان سایر کتاب‏های کنکور بیشتر به چشم می‏خورد و این یعنی پدرخواندگی واقعی در زمینه کنکور رنگ حقیقت به خود می‌گیرد.



اتفاقی به نام وقف!


همه باید درس بخوانند؛ حتی فقیرترها. پس «پیشنهادی به‌شان می‏کنیم که نتوانند ردش کنند». این پدرخوانده برای اینکه همه بتوانند درس بخوانند، دو پیشنهاد اساسی دارد: اول اینکه دانش‏آموزانی که مشکل مالی دارند و سرپرستی‏شان به عهده مادرشان است، بورسیه می‏شوند تا رایگان درس بخوانند. دوم هم ساخت مدارس و کتابخانه است تا نه تنها بعد از خودش این مسیر ادامه پیدا کند بلکه طوری باشد که همه دانش‌آموزان نیازمند بتوانند ازآن بهره‌مند شوند. به گفته او تا به حال 300 نمایندگی کانون در سراسر کشور وقف شده. برای همین هم هست که پرونده قلم‌چی این روزها مثل بسیاری از وقف‏های دیگر روی بورس است!


نهایت یک پدر




آزمون‏ها، کتاب‏ها، ‏برنامه‏ها و از همه مهم‏تر تبلیغات به نهایت خود رسیده‏اند. دیگر نمی‏شود اسم کنکور را آورد و از بردن نامش طفره رفت. از اینجا به بعد برنامه‏ای که قلم‌چی برای آینده‏اش در نظر دارد، این است؛ به جایی برسد که اگر کسی نام او را بشنود، یاد آموزش به معنای کلی‏اش بیفتد. حالا دیگر او آرزو دارد به جایی برسد که دانش‌آموزان روش فکر کردن را بیاموزند و بتوانند برای خودشان برنامه‏ریزی کنند؛ فکر کردن به روش قلم‌چی حد نهایت چیزی است که یک پدرخوانده به آن می‏اندیشد.

در این گزارش همچنین عدد‌ها و رقم‌های موسسه قلم چی و گردش مالی آن تخمین زده شده و  ترفند‌های او برا موفق شدن ، دسته بندی شده است.

همه این گزارش ها ، سوژه های خبری ویژه همشهری جوان و پرونده ها و گفتگوهایی در حوزه سینما ، موسیقی ، جوان ایرانی و ... را در شماره 269 بخوانید . 




  

نام

آدرس ايميل

نظر


ارسال


  



  
  
جوان
جوان
همشهري پرونده
همشهري پرونده
همشهري پرونده
همشهري پرونده
همشهري پرونده
همشهري پرونده