سه شنبه ١١  شهريور  ١٣٩٣
مديريت
Hamshahri Magazines Group
  تعرفه هاي آگهي   کافه نویسندگان   اشتراک مجلات href="http://hmg.ir/archive/2-frontpage/181-sub.html
جستجو : 
  گفت و گو    
  چهره ها    
  پيشخوان    
  پرونده    
  ميهمان    
  عکس    
  فيلم    
  پادکست    
کد مطلب:13764 | تاريخ: ۱۳۹۰/۱۰/۴ | ساعت:۱۴:۷









نگاه دوباره فوتبال ایران به بازیکنان دورگه؛

  تولید اروپا،‌ مونتاژ ایران

دژاگه که در حال حاضر مشهورترین فوتبالیست دورگه ایرانی شاغل در فوتبال اروپا محسوب می‌شود و گفته می‌شود به‌زودی کارلوس کی‌روش او را در فهرست نفرات دعوت شده به تیم ملی قرار خواهد داد...

همشهری تماشاگر/شماره 85/امیر جاملو:

تابستان‌ سال‌ ۸۰ «علی‌ دایی‌» در مصاحبه‌ای‌ مدعی‌ شد فوتبال‌ ایران‌ استعدادهای‌ بالقوه‌ و ناشناخته‌ای دارد که حتی در فوتبال اروپا هم می‌درخشند. دایی در آن مصاحبه گفته بود: «‌در یک‌ مسابقه‌ جام‌ حذفی‌ که‌ در ترکیب‌ بایرن‌‌مونیخ‌ مقابل یک‌ تیم‌ دسته‌ دومی‌ بازی‌ می‌کردم‌، پسری‌ از تیم حریف جلو آمد و به‌ زبان‌ فارسی‌ دست‌ و پا شکسته‌ با من‌ صحبت‌ کرد.

بین‌ دو نیمه‌ خودش‌ را به‌ من‌ معرفی‌ کرد و گفت‌ یک‌ ایرانی‌‌الاصل‌ است‌ که‌ در آلمان‌ متولد شده‌. خیلی‌ خوب‌ بازی‌ می‌کرد... پخته‌ نبود، اما چیزهایی‌ در بازی‌اش‌ دیدم‌ که‌ قابل‌ چشم‌پوشی‌ نیست‌.» فریدون‌ زندی‌ از آن پس مطرح‌ شد و مدتی بعد برای حضور در تیم ملی المان اعلام آمادگی کرد. تلاش برانکو ایوانکوویچ برای حضور فریدون زندی در تیم ملی ایران سرانجام در مرحله مقدماتی جام جهانی 2006 نتیجه داد و بازیکنی که آن روزها به سوژه اصلی رسانه‌های ورزشی ایران تبدیل شده بود برای اولین بار در منامه و در بازی مقابل بحرین در ترکیب ثابت تیم ملی به میدان رفت.

 

تجربه موفق زندی که در آن مقطع یکی از بازیکنان تاثیرگذار کایزرسلاترن بود نگاه‌ها را به آن سوی مرزها برای یافتن بازیکنان دو‌رگه‌ای که بتوانند تجربه بین‌المللی تیم ملی ایران را بالا ببرند جدی‌تر کرد. پس از زندی نوبت به امیر شاپورزاده رسید. بازیکنی که در هانزاروستوک اغلب روی نیمکت می‌نشست. او به ایران آمد و در بازی‌های غرب آسیا برای تیم ملی (ب) بازی کرد اما چیزی بیشتر از بازیکنان متوسط ایرانی نداشت.

شاپورزاده بعدها در استیل‌آذین به یک بازیکن نیمکت‌نشین تبدیل شد و به این نظریه مهر تایید زد. در هیاهوی داغ شدن بازگشت دورگه‌های مهاجر به فوتبال ایران تعدادی از بازیکنان ملی‌پوش آن زمان مثل رحمان رضایی و حسین کعبی اعلام کردند اگر فوتبال ایران به جولانگاه دورگه‌ها تبدیل شود دیگر حاضر نیستند برای تیم ملی بازی کنند. افت زودهنگانم زندی در تیم ملی و موانعی که بر سر راه بازگشت دورگه‌ها چیده شد این ماجرا را بایگانی کرد اما اکنون پس از گذشت چند سال کارلوس کی‌روش مصر است که برخی از ایرانی‌های شاغل در لیگ‌های اروپایی را در تیم ملی آزمایش کند. این گزارش نگاهی دارد به تعدادی از فوتبالیست‌های دورگه ایرانی خارج از کشور که در این سال‌ها و در مقاطع مختلف گاه و بی‌گاه نظرها را به خود جلب کرده‌اند. 

 

آرش بیات

گل زیبایی که در یکی از مسابقات باشگاهی سوئد از فاصله بسیار دور به ثمر رساند نام او را در ایران سر زبان‌ها انداخت. بسیاری از سایت‌های داخلی ویدئو این گل را روی خروجی خود قرار دادند و از بیات به عنوان یک بازیکن ایرانی‌الاصل که می‌تواند در تیم ملی ایران هم بازی کند نام بردند.

بیات در تهران و از والدین ایرانی متولد شده است اما تابعیت سوئدی دارد و برای تیم‌های پایه این کشور بازی کرده است. او را در لیگ سوئد با ضربات آزاد و شوت‌های از راه دورش می‌شناسند. بیات پس از پشت سر گذاشتن یک مصدومیت نسبتا طولانی، در فصل جاری به تیم آسیریسکا رفت و پیراهن شماره 10 را بر تن کرد.

 

بیات 28 ساله در حال حاضر در این تیم به عنوان کمک مربی «انگین اصلان» مربی ترک‌تبار آسیریسکا هم فعالیت می‌کند. بیات در سال‌های 2001 ، 2002 ، 2003 و 2005 به عنوان بهترین بازیکن خاورمیانه‌ای لیگ سوئد انتخاب شد. او بین سال‌های 1999 تا 2001 ، 37 بازی و16 گل را در تیم‌های زیر 18 و زیر 16 سوئد به نام خود ثبت کرد.

این بازیکن ایرانی‌الاصل معمولا به عنوان هافبک میانی بازی می‌کند اما توانایی بازی در سمت راست میانه زمین و گاهی اوقات نوک حمله را هم دارد. نام آرش بیات با توجه به قرار گرفتن او در آستانه 30سالگی دیگر در فهرست بازیکنان دورگه‌ای که شانس حضور در تیم ملی ایران را دارند دیده نمی‌شود اما شاید بتواند روزی به عنوان مربی شانسش را در فوتبال ایران امتحان کند. او برای بازگشت به ایران مشکل خدمت سربازی دارد.

 

آریا جسورو هاسگاوا

محمد شمس یکی از ایرانیان مهاجر به ژاپن بود که به فوتبال علاقه زیادی داشت. او در ژاپن با کوروایش گاوا آشنا شد، با او ازدواج کرد و صاحب فرزندی شد که حالا آریا هاسگاوا (با نام کامل آریا جسوروها سگاوا شمس) نامیده می‌شود. هاسگاوا عضوی از تیم ملی زیر 20 سال ژاپن بود اما به دلیل مصدومیت، جام جهانی جوانان 2007 کانادا را از دست داد. شاید اگر آریا در جام جهانی برای ژاپن بازی می‌کرد و در ترکیب تیم ملی جوانان این کشور می‌درخشید، امروز دیگر شانسی برای بازی در تیم ملی ایران نداشت و ‍ژاپنی‌ها او را برای حضور در تیم ملی بزرگسالان خود کاندید می‌کردند.

 

پست تخصصی این بازیکن، هافبک تهاجمی است اما توان بازی در هافبک وسط و هافبک راست را هم دارد. در فصل جاری جی لیگ، او یک گل و 2پاس گل را به اسم خودش ثبت کرد اما تنها در 3 بازی، کل 90دقیقه را در زمین حاضر بود. آریا که در سایتاما ژاپن متولد شده و در حال حاضر 22سال دارد با تابعیت ژاپن در این کشور زندگی می‌کند. پدر او ایرانی و مادرش ژاپنی است و سابقه بازی در تیم‌های رده‌های پایه ژاپن را دارد. این بازیکن ایرانی – ژاپنی در حال حاضر برای تیم شناخته شده یوکوهاما مارینوس ژاپن بازی می‌کند.

 

آرام خلیلی

خلیلی متولد 18 جولای 1989 در شهرستان بوکان است و از پدر و مادری ایرانی متولد شده. او 14 سال قبل و درحالی که تنها 8 سال سن داشت، به همراه خانواده‌‌اش به نروژ مهاجرت کرد. جوان بااستعداد بوکانی، فوتبال خود را با تیم‌های جوانان در نروژ آغاز کرد و به‌ دلیل شم بالای گلزنی، خیلی زود مورد توجه تیم‌های باشگاهی نروژ قرار گرفت.

 

او در ابتدا به تیم‌ باشگاهی براین آی.کی استارت نروژ و پس از آن باشگاه گیاس سوئد راه یافت و در حال حاضر عضو تیم بودا گلیمت نروژ است. خلیلی در فصل جاری (2011) در 29 بازی لیگ و جام حذفی با پیراهن شماره‌10 برای تیم «بودا گلیمت» به میدان رفته و 11گل برای این تیم به ثمر رسانده است.

این تیم درحال حاضردر لیگ 16 تیمی نروژ 26بازی انجام داده و در مقام ششم جدول رده‌بندی قرار دارد. خلیلی از سال 2007 تا 2009 عضو تیم ملی زیر 21ساله‌های نروژ بود که 10بازی ملی برای آن تیم انجام داد و 3گل ملی هم در کارنامه‌اش دیده می‌شود. خلیلی در زمان عضویت قرضی در گیاس سوئد، در یکی از مسابقات از پشت محوطه جریمه با یک ضربه آکروباتیک دروازه حریف را باز کرد و استعداد ذاتی خود را به رخ کشید.

 

اشکان دژآگه

دژاگه که در حال حاضر مشهورترین فوتبالیست دورگه ایرانی شاغل در فوتبال اروپا محسوب می‌شود و گفته می‌شود به‌زودی کارلوس کی‌روش او را در فهرست نفرات دعوت شده به تیم ملی قرار خواهد داد؛ در ۱۴تیر ۱۳۶۵ برابر ۵ جولای ۱۹۸۶ در تهران به دنیا آمد اما از همان زمان به همراه خانواده‌اش به آلمان مهاجرت کرد. او با اصرار برادر بزرگترش به فوتبال روی آورد و فوتبالش را با بازی در تیم «رنی کندروفر» آغاز کرد. پس از مدتی به تیم A.T.B پیوست و در ادامه به باشگاه «تنیس بورسیا برلین» دعوت شد تا با ارائه یک نمایش خیره‌کننده اسباب حضور خود در باشگاه بزرگ شهر برلین یعنی هرتا را فراهم کند.

 

دژاگه تا پیش از سال ۲۰۰۰ در تیم نوجوانان این باشگاه بازی کرد و در همین سال به تیم ملی نوجوانان آلمان دعوت شد. در سال ۲۰۰۴ د‌یتر آیلتس، سرمربی وقت تیم زیر ۱۹ساله‌های آلمان، اشکان را برای بازی در جام ملت‌های اروپا که د‌ر سوئیس برگزار می‌شد به تیم جوانان دعوت کرد.

او به همراه تیم ملی نوجوانان آلمان به مقام قهرمانی این مسابقات رسید. دژآگه تا سال ۲۰۰۴ در تیم دوم هرتا حضور داشت و با ۱۱گلی که به ثمر رساند مسئولان باشگاه را مجاب کرد برای سال بعد او را به تیم اصلی دعوت کنند. اشکان در سال ۲۰۰۹ با پیراهن شماره ۹ در بازی‌های زیر ۲۱ سال اروپا همراه با مانوئل نویر، سامی خدیرا و مسعود اوزیل برای آلمان بازی کرد و در این مسابقات هم به قهرمانی رسید. قرار بود او در بازی مقابل رژیم صهیونستی در چارچوب رقابت‌های مقدماتی قهرمانی زیر ۲۱ ساله‌ها اروپا شرکت کند اما پیش از عزیمت اعلام کرد تیم ملی آلمان را برای بازی مقابل رژیم صهیونستی همراهی نخواهد کرد.

 

او در گفت‌و‌گو با رسانه‌های آلمان درباره این تصمیمش گفت: «‌مربی ما با اصل و نسب ایرانی من آشناست و معذوریت‌های سیاسی مرا برای عدم شرکت در این بازی روز درک می‌کند. در رگ‌های من بیشتر خون ایرانی جاری است تا آلمانی، والدین من ایرانی هستند و ایران، رژیم صهیونستی را به رسمیت نمی‌شناسد.» دژاگه در سال ۲۰۰۷ از هرتابرلین به وولفسبورگ پیوست و اخیرا قراردادش را با این تیم آلمانی تا سال ۲۰۱۳ تمدید کرده. دژآگه بارها تا یک‌قدمی بازی برای تیم ملی ایران پیش آمده اما هربار بنا به دلایل مختلف این اتفاق رخ نداده است.

کارلوس کی‌روش در مصاحبه‌ای گفته بود چنانچه مشکل خدمت سربازی دژآگه حل شود او را به تیم ملی دعوت خواهد کرد. چندی قبل خبرگزاری دویچه وله آلمان در گزارشی مدعی شد خالکوبی بزرگ روی دست این بازیکن یکی از موانع اصلی حضورش در ایران است. این بازیکن ایرانی بر روی دو دستش به زبان فارسی، کلمات «اشکان» و «تهران» را خالکوبی کرده است.

 

نیکلا هاتفی مفرد

هاتفی که متولد شهر آکله بلژیک است در سن 18سالگی توانست بازی مقابل تیم مطرحی مثل اف سی بروژ را تجربه کند. او که در حال حاضر در باشگاه شارلوا بلژیک عضویت دارد دروازه‌بان آینده‌داری به نظر می‌رسد و باشگاه شارلوا به همین دلیل قراردادش را اخیرا به مدت پنج سال تمدید کرده است.

هاتفی تا امروز، در سن 20سالگی، 30 بازی در لیگ بلژیک انجام داده است. نقطه قوت او عکس‌العمل‌های موفقیت‌آمیزش در موقعیت‌های تک به تک است. نیکلا پدری ایرانی و مادری بلژیکی دارد و فعلا از نظر سطح کیفی در موقعیتی نیست که در فهرست کارلوس کی‌روش برای حضور در تیم ملی ایران قرار بگیرد.

 

شروین رجبعلی فردی

در 17سالگی‌ اولین بازی رسمی‌اش را در سال 2008 برای تیم هرتابرلین در جام یوفا انجام داد و در پیروزی پرگل 8 بر یک این تیم مقابل نماینده مولداوی ایفای نقش کرد. او در آن زمان در تیم ملی زیر 17ساله‌های آلمان هم عضویت داشت. «لوسین فاوره» مربی وقت هرتابرلین ابایی از میدان دادن به این بازیکن جوان نداشت.

شروین رجبعلی پدری ایرانی و مادری آلمانی دارد. وقتی 17ساله بود روزنامه‌های محلی شهر برلین از او به عنوان پدیده جدید تیم فوتبال هرتابرلین نام بردند. آن‌ها از رجبعلی به عنوان جوان‌ترین بازیکنی یاد کرده بودند که در یک بازی رسمی برای هرتابرلین به میدان رفته است.

 

قرارداد رجبعلی با هرتابرلین در پایان سال میلادی جاری به پایان می‌رسد. او در حال حاضر به صورت قرضی برای آلمانیاآخن بازی می‌کند اما با این حال هرتابرلین کماکان به شدت این مدفع چپ پا را زیر نظر دارد و تنها در صورت حضور یک ناظر به او اجازه مصاحبه می‌دهد.

رجبعلی که اشلی کول را الگوی فنی خود می‌داند در سپتامبر سال 2010 توانست جایزه بهترین بازیکن جوان سال آلمان را تصاحب کند. او برای حضور در تیم ملی ایران یک مشکل بزرگ دارد و آن اینکه آلمان‌ها به شدت روی او برای حضور در سمت چپ دفاعی تیم ملی بزرگسالان حساب کرده‌اند. فوتبال آلمان سال‌هاست مدافع چپ تخصصی باکیفیت نداشته و رجبعلی، گزینه خوبی برای آینده این پست است.

 

امین و امید نظری

این دو برادر که برای تیم مالمو در لیگ سوئد بازی می‌کنند تا چند ماه قبل چندان شناخته شده نبود اما بازی در مقابل میلان در یک تورنمنت دوستانه، نام آن‌ها و به ویژه امین را سر زبان فوتبالدوستان ایرانی انداخت. امین در دقیقه 53 آن بازی یک دریبلینگ زیبا را مقابل فان‌بومل و آمبروسینی اجرا کرد و هر دو بازیکن مجبور شدند این بازیکن را با لگد هدف بگیرند. امین نظری 18ساله در مقایسه با برادر 20ساله‌اش بازیکن آینده‌دارتری به نظر می‌رسد. هر دوی آن‌ها در مالمو سوئد متولد شده‌اند و دارای پدری ایرانی و مادری فیلیپینی هستند.

 

برادران نظری می‌توانند برای بازی در تیم‌های ملی یکی از سه کشور ایران، سوئد یا فیلیپین را انتخاب کنند اما اگر سطح کیفی بازی خود را بالاتر نبرند شاید در نهایت چاره‌ای غیر از بازی برای تیم ملی فیلیپین برایشان باقی نماند. یکی از مربیان سابق نظری، امید را بازیکنی مدرن، سریع و دارای روحیه همیشه برنده بودن در زمین بازی نامیده بود اما این خصوصیات - به ویژه مورد آخر- در برادرش بیش از او دیده می‌شود. تنها برتری او نسبت به برادرش، داشتن سابقه بازی در مسابقات اروپایی است. هر دو برادر به شکل تخصصی در پست هافبک میانی بازی می‌کنند.

 

عقیل اعتمادی

اعتمادی با توجه به اینکه متولد ایران است و پدر و مادری ایرانی دارد برای حضور در ایران با مشکل خدمت سربازی روبه‌روست. در نهمین دوره لیگ حرفه‌ای بحث حضور او در فوتبال ایران و پیوستنش به استیل‌آذین مطرح شد. او برای مدتی هم به تمرینات این تیم آمد اما طرفین در نهایت به توافق نرسیدند.

 

استیل‌آذین در آن مقطع زمانی تنها حمید نشاط‌جو کوتاه‌قامت را ‌درون دروازه داشت اما با این حال اعتمادی نتوانست نظر حمید استیلی را جلب کند و به هلند بازگشت. به گفته تعدادی از بازیکنان استیل‌آذین، اعتمادی کیفیت بالایی نداشت و به همین خاطر حسین هدایتی ثروتمند حاضر نشد پول قابل توجهی را برای بازگرداندن او به ایران پرداخت کند.

 اعتمادی سابقه بازی در کنار ستاره‌های شناخته شده فوتبال هلند از جمله فان‌در‌فیل، درنته، بابل و الیا را در تیم ملی زیر 21سال هلند دارد و در حال حاضر عضو باشگاه خرونینخن هلند است. از توانایی بازی با پا به عنوان مهم‌ترین ویژگی این دروازه‌بان 25ساله نام برده می‌شود.

 

 

علی مانوئل منوچهری مقدم کاشان لوبوس

منوچهری در پایتخت اتریش متولد شد. او پدری ایرانی و مادری شیلیایی دارد و تابعیت شیلی را پذیرفته است. منوچهری در شیلی توسط مادر و پدربزرگش بزرگ شد چرا که پدرش 4ماه پیش از تولد او، از دنیا رفته بود. این بازیکن دورگه با اتکا به قدرت بدنی فوق‌العاده بالای خود در سن 17سالگی اولین بار در لیگ شیلی به میدان رفت و مدتی بعد، اولین گلش در لیگ این کشور را به ثمر رساند تا تبدیل به یکی سه گلزن جوان باشگاه کوکیمبو یونیدو در تاریخ لیگ شیلی شود. او در همین سن، برای تیم ملی زیر 23 سال شیلی هم به میدان رفت و در مقابل اسپانیا با بیرون کشیدن توپ از روی خط دروازه، صحنه ماندگاری را خلق کرد.

 

منوچهری 25ساله که در پست مدافع میانی بازی می‌کند در حال حاضر عضو باشگاه نابلنسه شیلی است. او پس از بازی در تیم‌های نوجوانان و جوانان در مدارس شیلی در سال‌2003 به تیم جوانان کوکولیمبو در شیلی پیوست و تنها یک‌سال بعد عضو تیم بزرگسالان باشگاه شد و در مسابقات دسته اول لیگ شیلی حضور یافت. این مدافع میانی و کناری در سال‌2005 به بازیکن ثابت تیمش بدل شد و بازی او بسیار مورد توجه قرار گرفت. مطبوعات و تماشاگران فوتبال در شیلی به او لقب «El irani» (ایرانی) را دادند و پارچه‌نوشته‌هایی با این شعار در گوشه و کنار استادیوم خانگی کوکولیمبو نصب شد.

 

در این سال او و تیمش در مسابقات جام حذفی شیلی درخشان ظاهر شدند و با گل منوچهری بود که کوکولیمبو به فینال مسابقات صعود کرد اما در بازی فینال مغلوب تیم نامدار کولوکولوی این کشور شد. در انتهای سال‌2007 منوچهری برای حضور در تمرینات تیم لوانته به اسپانیا رفت و اگر چه در تست‌های باشگاه قبول شد اما هرگز فرصت حضور در لالیگا را پیدا نکرد و به تیم کوکولیمبو بازگشت.

او در این سال برای حضور در تیم‌ ملی امید شیلی تابعیت این کشور را انتخاب کرد، در حالی که می‌توانست تابعیت‌های ایرانی یا اتریشی را هم انتخاب کند (او در مصاحبه‌ای با یک سایت ورزشی ایرانی فعال در آن سوی مرزها گفته بود که مسئولان فوتبال ایران هیچ‌گاه با او تماس نگرفته‌اند هر چند که متذکر هم شده بود که با توجه به اینکه تقریباً تمام دوران زندگی‌اش را در شیلی گذرانده انتخاب اول او قطعاً شیلی بوده است.) علی مانوئل منوچهری با 184سانتی‌متر قد و 78 کیلوگرم وزن یک مدافع سخت‌گیر و سرزن است که ممکن است در آینده حتی فرصت حضور در تیم ملی شیلی را هم پیدا کند.

 

کیوان زرینه

زمانی که عضو تیم رم بود در مصاحبه با روزنامه ال رومانیستا، خودش را غیر‌ایرانی خواند و اعتراف کرد علاقه‌ای به بازی برای تیم ملی ایران ندارد. زرینه والدینی ایرانی دارد و پدر او در رم به تجارت فرش مشغول است. او فوتبالش را از تیم جوانان یوونتوس آغاز کرد و در سال‌2005 به تیم ریتی پیوست. 52 بازی و 9 گل آمار خوبی نبود اما در یک بازی دوستانه مقابل رم، زرینه جوان خوب بازی کرد و جذب این باشگاه شد. زرینه دانشجوی رشته ارتباطات در دانشگاه رم است.

 

میانگین گلزنی یک گل در هر 6بازی برای یک مهاجم نوک چندان خوب نیست اما سبک بازی او می تواند کمک زیادی به تیم ملی بکند. زرینه 26 ساله یک مهاجم بلند‌قامت و 90 کیلویی است که علاقه زیادی به بازی درگیرانه دارد. او هنوز شانس بازی برای تیم آ اس رم در یک بازی رسمی را به‌دست نیاورده است.

 

سباستین قاسمی نوبخت

این بازیکن که در پست هافبک هجومی بازی می‌کند، در تیم جوانان وولفسبورگ تعلیم دید و پس از آن در تیم آماتور گوتینگن این کشور بازی کرد. قاسمی نوبخت فصل گذشته در تیم اولدن بورگ در  ۳۳ بازی  ۱۶ گل به ثمر رساند و آمار مناسبی را از خود به جا گذاشت. سباستین، توان بازی در پست مهاجم، هافبک تهاجمی، مهاجم دوم، هافبک راست و گوش چپ را دارد.

 

او قدرت کاشته‌زنی خوبی دارد و ضربات آزادش معمولا خطرناک هستند. قاسمی نوبخت در حال حاضر عضویت تیم روت وایس آلن آلمان را دارد، تیمی که البته چندان هم ضعیف و سطح پایین نیست. اشتفان کونتز، مهاجم سابق تیم ملی آلمان زمانی در این تیم بازی می‌کرد. بعید به نظر می‌رسد که این بازیکن 26ساله شانسی برای حضور در تیم ملی ایران یا هر کشور دیگری داشته باشد.

 

رضا قوچان‌نژاد

او یکی از بازیکنانی است که گفته می شود کارلوس کی‌روش روی حضورش در تیم ملی ایران حساب کرده است. رضا قوچان‌نژاد 24ساله و ‌متولد مشهد که در خط حمله بازی می‌کند به واسطه گلزنی‌هایش در لیگ بلژیک به تدریج به نامی آشنا برای ایرانی‌ها تبدیل می‌شود.

او نام مخفف گوچی را برای خودش انتخاب کرده تا اروپایی‌ها مجبور نباشند نام و فامیلی دشوارش را تلفظ کنند. قوچان‌نژاد در حال حاضر در تیم سینت ترویدنتس بازی می‌کند و دومین گلزن برتر لیگ بلژیک محسوب می‌شود. وقتی بدانیم تیم سینت ترویدنتس در لیگ بلژیک آخرین تیم جدول رده‌بندی است، ارزش گل‌های گوچی بیشتر مشخص می‌شود.

 

سابقه بازی در تیم‌های پایه فوتبال ملی هلند در کارنامه رضا قوچان‌نژاد دیده می شود و او علاوه بر هلند تابعیت بلژیک را هم دارد. شم گلزنی بالای این بازیکن و توانایی بازی با پای چپ ویژگی‌هایی است که او را از بسیاری از مهاجمان ایرانی متمایز می‌کند.

 

حیدر عقیل سعید

متولد کپنهاگ دانمارک از پدری ایرانی و مادری بحرینی است و پاسپورت دانمارکی دارد. سعید مثل اکثر بازیکنان ایرانی ساکن اسکاندیناوی، در پست هافبک میانی بازی می‌کند و در حال حاضر بازیکن تیم بالدک لوبن دانمارک در دسته دوم فوتبال این کشور است.

این بازیکن دورگه اخیرا در یکی از شبکه‌های اجتماعی، کلیپی از بازی‌های خودش را قرار داده بود. سطح مکان محل برگزاری این بازی به شدت پایین است و شباهتی به فوتبال کشورهای اروپایی ندارد. به هر حال آنچه در این فیلم به چشم می‌آید توانایی بالای سعید 19 ساله در عبور از یار مقابل و ارسال‌های دقیق او روی دروازه است. در بهترین شرایط می‌توان این بازیکن را هم‌سطح یک بازیکن هم پستش در لیگ ایران دانست.

 

بهرنگ صفری

بهرنگ صفری، متولد اسفند‌ماه سال 1365 در محله نیاوران تهران است. خانواده او پس از مهاجرت به سوئد ابتدا در شهر گرانگ و سپس در شهر هوگاناس سکنی گزیدند و در نهایت شهر لوند را به عنوان محل سکونت برگزیدند. بهرنگ در این شهر به مدرسه رفت و مدتی بعد به عضویت تیم نوجوانان شهر لوند درآمد. او با درخشش در مسابقات جوانان در سوئد در سال 2003 و پس از پایان تحصیلاتش اولین قرارداد حرفه‌ای‌اش را با تیم ماکو مشهورترین تیم سوئد امضا کرد.

در اولین سال حضورش در این تیم بیشتر برای تیم جوانان باشگاه به میدان رفت اما در سه بازی در لیگ دسه اول سوئد برای تیم بزرگسالان ماکو بازی کرد. در سال‌2005 هم وضعیت همین‌گونه بود. او فقط در سه بازی، آن هم به عنوان بازیکن تعویضی به میدان رفت اما در سال 2006 سورن آکربی سرمربی جدید ماکو اعتماد بیشتری به این بازیکن جوان و آینده‌دار کرد و او بازیکن ثابت تیم شد. آکربی او را از پست هافبک وسط به دفاع چپ فرستاد و در این پست بود که بهرنگ صفری به یک پدیده در فوتبال سوئد بدل شد.

 

لارس لاگربک سرمربی سوئد در سال 2007 در مورد صفری گفت: «او یک بازیکن با استعداد است که آینده درخشانی دارد، بهرنگ هنوز در حد تیم ملی نیست اما از آن جایی که او خیلی جوان است فکر می‌کنم در آینده به تیم ملی سوئد ملحق خواهد شد.» اتفاقی که لاگربک پیش‌بینی کرد در آغاز سال 2008 رخ داد.

زمانی که تیم ملی سوئد برای انجام یک بازی دوستانه به کشور کاستاریکا سفر کرد (در جریان این سفر و در زمان تعویض پرواز در فرودگاه هوستون آمریکا مأموران اداره مهاجرت آمریکا به دلیل ایرانی بودن صفری او را چهار ساعت در فرودگاه نگه داشتند و باعث شدند او نتواند با پرواز سایر بازیکنان تیم سوئد پرواز کند و لاجرم او با تأخیر چند‌ساعته عازم کاستاریکا شد) در این بازی صفری 66دقیقه برای سوئد بازی کرد و پاس گل پیروزی‌بخش تیمش را هم ارسال کرد و پس از بازی مورد ستایش سرمربی تیم قرار گرفت. او به واسطه حضور در تیم ملی بزرگسالان سوئد دیگر نمی‌تواند برای تیم ملی ایران بازی کند.

 

آلکو اسکندریان

آندر‌انیک اسکندریان مدافع مستحکم سمت راست تیم ملی ایران در نیمه دهه هفتاد که در مسابقات جام جهانی 1978 آرژانتین بازیکن ثابت تیم ملی ایران بود در سال 1979 همراه همسرش به آمریکا رفت و در سال 1980 به تیم کاسموس نیویورک – که مطرح‌ترین تیم آن زمان آمریکا بود – پیوست و سال‌های آخر فوتبالش را با پیراهن این باشگاه گذراند. آلکو پسر او در نهم جولای سال 1982 در شهر مونت واله در نیوجرسی به دنیا آمد.

آندرانیک از سنین خیلی پایین با آلکو فوتبال بازی می‌کرد. اولین باری که آلکو اسکندریان – که پست مهاجم را انتخاب کرده بود – برای خودش شهرتی دست و پا کرد در سال 1998 بود. زمانی که او کاپیتان تیم مدرسه متوسطه برگن کاتولیک شد و در مسابقات سالیانه مدارس متوسطه در گاترود به عنوان بهترین بازیکن برگزیده شد و به عنوان ورزشکار برگزیده سال در میان جوانان ناحیه هم انتخاب شد.

 

در سال‌2000 آلکو در رشته اقتصاد در دانشگاه ویرجینیا پذیرفته شد و فوتبالش را در این دانشگاه دنبال کرد. او در مسابقات دانشگاهی آمریکا که پس از مسابقات لیگ حرفه‌ای آمریکا مهم‌ترین مسابقات فوتبال در آمریکا است به عنوان یک پدیده مطرح شد و در همان سال به عنوان بهترین بازیکن مسابقات برگزیده شد.

آلکو سال بعد هم با زدن 25گل و ارسال 4 پاس گل آقای گل این مسابقات و تأثیر‌گذارترین بازیکن این مسابقات شد و در نهایت در سال 2003 به عنوان پدیده مسابقات کالج‌ها راهی لیگ حرفه‌ای فوتبال آمریکا (MLS) شد و به تیم دکاس یونایتد پیوست. او در بازی دوستانه دکاس یونایتد در مقابل رئال مادرید در تابستان سال 2006 تنها گل تیمش را به ثمر رساند و به عنوان بهترین بازیکن تیم در این بازی انتخاب شد.

 

آلکو در سال 2007 به تیم رئال سلت لیک پیوست و همراه خوزه رامون کارمونا مهاجم شیلیایی زوج خط حمله این تیم را تشکیل داد. او در این فصل 17بازی انجام داد اما فقط یک گل برای این تیم به ثمر رساند. اسکندریان یک بار در سال 2003 در بازی مقابل ولز پیراهن تیم ملی آمریکا را پوشید و به این ترتیب قید حضور در تیم ملی ایران را زد. آلکو دو سال قبل به دلیل آسیب‌دیدگی شدید مجبور شد از فوتبال حرفه‌ای خداحافظی کند.

 

علی فریدون

سابقه بازی در تیم‌های رده سنی پایه ایران را دارد و از این حیث با سایر فوتبالیست‌های دورگه‌ای که به آن‌ها اشاره شد متفاوت است. او متولد کویت از والدینی ایرانی است و سابقه بازی در تیم ملی زیر 16سال ایران را دارد. فریدونی 19ساله فوتبالش را همراه با برادرش مسعود از باشگاه السالمیه آغاز کرد.

 

او در این تیم، هم بازی آندرزینهو، بازیکن فعلی فولاد خوزستان بود. این بازیکن فصل قبل با زدن 8گل در 14 بازی، نفر ششم جدول برترین گلزنان لیگ کویت شد و این در جایی بود که السالمیه در بین هشت تیم، هفتم شد و به پلی‌آف رفت. فریدون در حال حاضر بازیکن الشمال قطر است و همراه با رنان اولیویرا مشهورترین مهاجمان لیگ دسته 2 قطر هستند.

 

آرش طالبی‌نژاد

آرش طالبی‌نژاد متولد 25 مارس 1981 در شهر بندرعباس است. پدر او مصطفی طالبی‌نژاد بازیکن تیم‌های باشگاهی این شهر بود. در سال 1994 اولین بازیش را برای تیم نوجوانان بوراس انجام داد و یک سال بعد عضو تیم منتخب مدارس این شهر در مسابقات قهرمانی مدارس سوئد شد. او فوتبال را در تیم‌های براسرتلرس و الفسبورگ در رده نوجوانان ادامه داد و زمانی که برای تحصیل در رشته الکتروتکنولوژی به دانشگاه چالمیز در گوتنبرگ رفت به تیم دسته دومی واسترو فرولاند پیوست و در این تیم به عنوان مهاجم نوک چهره شد.

 

او در فصل 2004- 2003 با به ثمر رساندن 12گل برای این تیم بهترین مهاجم این تیم شد و از سوی نلسون، سرمربی تیم جوانان سوئد به ترکیب این تیم فراخوانده شد طالبی‌نژاد در مسابقات مقدماتی قهرمانی جوانان اروپا در سال 2004 چهار بازی برای تیم ملی سوئد انجام داد و سه گل هم به ثمر رساند اما آسیب‌دیدگی باعث شد که فصل بعد در اکثر اوقات حاشیه‌نشین باشد و سپس به صورت قرضی راهی باشگاه AIK gottlar شود. ‌طالبی‌نژاد در سال 2006 قراردادی با باشگاه براسپوکارونا در دسته دوم سوئد امضا کرد و از آن تاریخ در عضویت این تیم دسته دومی است و البته در آغاز سال 2008 او با قراردادی قرضی و شش ماهه به تیم ترسیمو منتقل شد و برای این تیم در لیگ دسته اول سوئد چهار بازی انجام داد که در آن‌ها گلی به ثمر نرساند. او در مصاحبه‌ای در سال 2005 و پس از انتخاب تابعیت سوئدی متذکر شده بود که مسئولان فوتبال ایران هیچ‌گاه برای مذاکره در مورد انتخاب تابعیت ایرانی توسط او با وی تماس نگرفته‌اند.

 

وقتی ایرانی شدن آرمناک وتو شد

در دهه 60 و ما قبل آن فوتبال ایران در شرایطی بود که درآسیا آقایی می‌کرد. به طوری که برای فوتبال ایران کسر شان بود تا از خارجی‌ها برای عضویت در تیم ملی دعوت کند. آنقدر ستاره داشتیم که صادرات‌مان بیشتر از واردات بود. اما سرآغاز ابزار تمایل فوتبال ایران به تغییر ملیت خارجی‌هایش در فدراسیون صفایی فراهانی استارت خورد؛ در آن دوران با کنار رفتن عابدزاده‌ بحثی جدی در خصوص تغییر ملیت آرمناک پطروسیان دروازه‌بان سپاهان مطرح شد.

آرمناک که با یک بازی ملی برای ارمنستان مجوز تغییر ملیت نداشت‌ به دنبال راهکاری بود تا بتواند پیراهن تیم ملی ایران را بر تن کند. اوج فوتبال آرمناک در ایران با هیاهوی رسانه‌ای گره خورد و مسئولین فدراسیون فوتبال برای اولین بار به طور رسمی برای ایرانی شدن آرمناک ابزار تمایل کردند.

 

این شرایط در حالی به‌وجود آمد که رابطه سیاسی دو کشور ایران و ارمنستان به تیرگی گراییده بود و همان زمان بنا به گفته علیرضا کرد‌ مدیر روابط عمومی فدراسیون وقت دستوری آمد که دیگر بحث تغییر ملیت آرمناک مطرح نشود؛ اما پایان ماجرا ایرانی شدن بهترین خارجی آن زمان فوتبال ایران به آنجا رسید که حتی گفته می‌شد آرمناک به همراه‌ لئون استپانیان قصد دارند بعد از دوران بازیگری در ایران بمانند. خبری که بعدها از سوی آن‌ها تکذیب شد.

آن زمان گفته می‌شد حتی یکی از مسئولان باشگاه سپاهان برای اینکه آرمناک را ملی‌پوش ایران کند به او وعده تجاری هم داده بود. گویا می‌خواستند به آرمناک اجازه خرید ضایعات کارخانه فولاد مبارکه سپاهان و فروش آن در ارمنستان را بدهند. اتفاقی که با اخراج آرمناک از سوی فرهاد کاظمی سرمربی وقت سپاهان منتفی شد تا او هم به ذوب آهن برود.




  

نام

آدرس ايميل

نظر


ارسال


  



  
حامد:
خواهشا و لطفا اين اطلاعات را در اختيار خبرگزاري ها و همچنين فدراسيون فوتبال قرار دهيد

0
0
پاسخ من به این دیدگاه -    تعداد پاسخ ها